پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۲۳)/ اسطوره، باز هم شکست!

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودسپیدرود نه در ۲۶ اردی بهشت که از مدت ها پیش از آغاز فصل سقوط کرده بود. از همان زمان که هیات فوتبال و اداره و کل ورزش و سیاسیون شهر برای رسیدن به نان و نوایی بیشتر جنگ حیدری نعمتی راه انداختند و عزیز دردانه رشتی ها را به گروگان گرفتند و بلایی بر سر این تیم آوردند که امروز به جز آه و افسوس و حسرت کار دیگری از دست مان بر نیاید به جز آنکه بگوییم ما خیلی وقت پیش هشدار داده بودیم و گوش شنوایی نبود!

این یادداشت به قلم کیوان بهمنش در تاریخ ۲۱ دی ماه ۹۷ در روزهایی که هنوز کار از کار نگذشته بود و امید بقا وجود داشت، در سایت سپیدرود منتشر شده بود که بار دیگر شما را به خواندن ان دعوت می کنیم:

اسطوره، باز هم شکست!

سپیدرود از ۱۷ بازی تنها ۱۱ امتیاز کسب کرده و نتایج ضعیف این تیم دل هواداران پرشمارش را بدرد آورده است. دل نوشته زیر را مهندس کیوان بهمنش از نویسندگان و همراهان قدیمی سایت سپیدرود از روزگار سیاه بختی لیگ دو تا امروز است که از سر درد و عصبانیت و ناامیدی نوشته است:

اسطوره، باز هم شکست!

نمی دانم خودش هم می داند که با خودش دارد چه می کند!؟

کمی بالاتر از غرغرهای ناشی از شکست و شکست و شکست …

فحش و بد و بیراه به نظام فوتبال و رئیس اش و دبیرش و اخلاق فلان سرمربی ملی و تهمت دلالی و رشوه خواری و از این مزخرفات….

اسطوره امروز اثبات کرده است و اثبات کرده است و اثبات، که درست مثل شخصیت زمان بازیگری اش بی‌حوصله است و زیاد دربند فرم و تکنیک کارش نیست، که اگر بود جوهره وجودش امروز مرزهای جهانی مدیا را درنوردیده بود!

شاید برای اسطوره مشورت و تخصص و دانش تنها موضوعات انتزاعی هستند و انگاری این چیزها نزد او سوسول بازی ست …

شاید آمده بود و آمده است که حرفش را بزند و برود و گور پدر غرور جماعتی انبوه از مردمان شهر که غرور شهرشان را سپرده اند دست او و او آنقدری ترسناک هست که نشود بالای چشمان قشنگش را گفت ابرو!

اسطوره ما، درست مثل مدیر یک مدرسه که از اصلاح امور فقط غر زدنش را بلد است؛ نه توانش را دارد، نه راهش را بلد است، نه سیاستش را دارد و نه اصلا در جریان امور قرار دارد که ببیند چه خبر است اطرافش!!!

می گویند این سبک عصیانگران است که بزنند و بروند، شتابزده، بریده و پرتنش!

حرفی نیست ولی کاش دلسوزی به او بگوید؛

هر سبکی باید ساختار علمی اش را خلق کند، باید صیقل بخورد تا بدرخشد و همه ی اینها حوصله می خواهد چیزی که اسطوره هیچ وقت نداشته است!

کاش او بداند دقیقا دارد با خودش و هزار البته غرور یک شهر چه می کند!

می داند !؟

الله و اعلم ….