پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۳۷)/ به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود!

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودسپیدرود نه در ۲۶ اردی بهشت که از مدت ها پیش از آغاز فصل سقوط کرده بود. از همان زمان که هیات فوتبال و اداره و کل ورزش و سیاسیون شهر برای رسیدن به نان و نوایی بیشتر جنگ حیدری نعمتی راه انداختند و عزیز دردانه رشتی ها را به گروگان گرفتند و بلایی بر سر این تیم آوردند که امروز به جز آه و افسوس و حسرت کار دیگری از دست مان بر نیاید به جز آنکه بگوییم ما خیلی وقت پیش هشدار داده بودیم و گوش شنوایی نبود!

این یادداشت در تاریخ ۱۱ اسفند ماه ۹۷ در روزهایی که هنوز کار از کار نگذشته بود و امید بقا وجود داشت، در سایت سپیدرود منتشر شده بود که بار دیگر شما را به خواندن ان دعوت می کنیم:

مرثیه ای برای سپیدرود: به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود!

هنوز تا پایان بازی های لیگ برتر، ده بازی باقی مانده است اما ناقوس سقوط سپیدورد به برکت مدیریت علی کریمی و بی مسئولیت های حقوقی اش نسبت به سپیدرودی که مالک آن است، بی تفاوتی اداره کل ورزش و هیات فوتبالی که در اوایل فصل جاری که خیابان ها و رسانه ها و شبکه های اجتماعی را تسخیر کرده بودند تا مالک وقتش را خلع ید کنند و لیدرهایی که با شعارهای زنده باد و مرده باد بستر سیه بختی های امروز سپیدرود را رقم زدند، سکوت عجیب صدا و سیمای مرکز گیلان در خصوص وضعیت اسفبار تنها نماینده گیلان در لیگ برتر و سیاسیونی که در این وضعیت بحرانی ترجیح می دهند سکوت کنند و … به صدا درآمده است.

در چنین شرایطی فقط این هواداران صادق و دل پاک سپیدرودند که فقط غصه می خورند از این همه تازیانه های بی تدبیری و خودخواهی و خود شیفتگی که بر جان نحیف تیم محبوبشان وارد می آید و کاری هم از دستشان بر نمی آید…

مدت هاست که ورزش گیلان حال و روز خوشی ندارد. این روزها روند بیماری ورزش گیلان به قدری تشدید شده که اگر به سرعت درمان نشود به مرگ سوزناکی مبتلا می گردد. بیماری ورزش گیلان نه فقط ریشه در راهبردها، کمبود زیربناها و بودجه و رتبه پایین سرمایه گذاری بلکه، در مدیریتی دارد که در سال های اخیر همانند سیل بنیان کنی به جان ورزش گیلان افتاده و آن را به شرایط ویران شده کنونی ر سانده است.

آنانی که با شیوه مدیریتی مخرب و ملوک الطوایفی، اراده سیستم را گرفته و در خود هضم نموده و اجازه هیچ تغییر و تحولی را نمی دهند و هیچ ایده و برنامه ای هم برای اداره حوزه مدیریتی خود ندارند و تنها هنرشان ایجاد بی ثباتی و امنیت زدایی و مدیریت صحنه به سوی خود است توانایی هیچ کار برنامه ریزی شده و بسامانی را ندارند و وضعیت کنونی باشگاه پرطرفداری چون سپیدرود نتیجه چنین مدیریتی است.

سرمایه اجتماعی این تیم به قدری وسوسه برانگیز بود و هست که با برگ سپیدرود و هر آن طوری که می خواستند بازی کردند و با تاسف باید گفت که در این شرایط وانفسای سپیدرود و در هنگامه ای که صدای سقوط این تیم شنیده می شود، بازهم دست بردار نیستند و با همان شیوه و با همان بازیگران و با همان ادبیات و با همان مدیریت فسیلی به بازی های خود ادامه می دهند.

این پرسش برای جامعه ورزشی استان و مردم و رسانه ها وجود دارد که تا چه زمانی باید جامعه ما ورزش و فوتبال ما باید هزینه هایی چنین رویکرد مدیریتی در فوتبال و وررزش گیلان را بپردازند؟ تا کی باید نظام و دولت تولید هزینه های چنین مدیران ضعیف و ناکارآمد را بپردازند؟ و …

اگر اداره کل ورزش و جوانان، صدا و سیما، هیات فوتبال، لیدرهای اجاره ای، سیاسیون منفعت طلب یادشان رفته، می توان با رجوع به مصاحبه ها، تجمعات، شعارها و یادداشت های قبل و ابتدای فصل جاری به یادشان آورد که با چه هیجان و غوغایی مالک وقت را خلع ید و امتیاز باشگاه را به فردی به نام نوین واگذار کردند و کمتر از دو سه ماه مجددا وی را خلع ید و امتیاز باشگاه را به علی کریم واگذار کردند؟

چرا همان برخوردی که با مالکان قبلی شد با علی کریمی نمی شود؟ چرا اجازه دادند که بازی ۶ امتیازی سپیدرود با استقلال خوزستان را که می توانست امید به بقاء را در لیگ برتر زنده نگه دارد، این چنین مفتضحانه در زمین خودی ببازد؟ چرا مسئولان ذی ربط استان از خود واکنشی نشان ندادند؟

چرا باید یک عده لیدرهای اجاره ای و معلوم الحال که به طور مشخص پول می گیرند تا علیه این فرد یا آن فرد شعار بدهند و دیگران را تهدید کنند، آن قدر جسارت می یابند که به یک خبرنگار رسمی ورزشی حمله کنند و او را مضروب سازند؟ چرا از اداره کل ورزش و هیات فوتبال صدایی بلند نمی شود؟

رفتار علی کریمی مالک و سرمربی باشگاه سپیدرود با هیچ منطق اخلاقی سازگار نیست . کسی به کریمی اجبار نکرد که مالکیت سپیدرود را بپذیرد و وقتی هم آگاهانه چنین مسئولیتی را قبول کرد حق ندارد در یک شرایط بحرانی عطای تیم داری را به لقایش ببخشد و تلفن هایش را خاموش کند و به کسی پاسخ نگوید و چنین فرجام شومی را برای سپیدرود رقم بزند.

کریمی اگر به توانایی مالی، مدیریتی، روانی و فنی خود اعتقادی نداشت نباید چنین مسئولیت بزرگی را به عهده می گرفت و با خروج ناگهانی خود زمین سوخته ای را تحویل مردم گیلان می داد. اینک فرصت مناسبی است که منحنی رفتاری کریمی در برخورد با مسایل مختلف فوتبال به ویژه در دوران بازیگری و مربی گری اش و اخیرا مالکیتی و مدیریتی مورد بررسی قرار بگیرد که نتایج چنین مطالعه ای هم برای خودش و هم جامعه فوتبال بسیار مفید و مهم خواهد بود.

و کلام آخر این که سپیدرود یکی از نمادهای هویتی رشت و بر اساس اعلام سازمان لیگ چهارمین باشگاه پرطرفدار فوتبال ایران است. در شرایط کنونی سپیدرود و آینده اش به تدبیر و تصمیم گیری استاندار محترم گیلان نیازمند است.

با ظرفیت های فکری و مدیریتی در اداره کل ورزش و جوانان و هیات فوتبال گیلان، امیدی به حل مشکلات فوری سپیدرود نیست و آن قدر سپیدرود بین اداره کل ورزش و هیات فوتبال احاله می شود که سقوط سپیدرود را مسجل تر گردد.

تشکیل یک کمیته ای برای مدیریت بحران کنونی سپیدرود در استانداری و مسئولیت پذیر کردن اداره کل ورزش و جوانان و هیات فوتبال، تعیین تکلیف مالکیت، کادر مربیگری و نیز مقابله با پدیده اوباشگری در ورزشگاه ها و … می تواند تا حدود زیادی از مشکلات کنونی بکاهد.