حسین کعبی

کعبی: اگر پنالتی سپیدرود را گل نمی کردم، جنازه ام هم از ورزشگاه بیرون نمی رفت!

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرودحسین کعبی یکی از فوتبالیست های ملی‌پوش ایران در دهه ۸۰ بود. بازیکنی که به خاطر خطاهای شدید در بازی ایران و پرتغال در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان در خاطر فوتبال دوستان باقی مانده است.

به گزارش سایت سپیدرود، این بازیکن که یکی از جوان ترین فوتبالیست های تاریخ تیم ملی محسوب می شود، در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، در مورد مسائل مختلف صحبت کرد که بخش های مرتبط با سپیدرود را در زیر مشاهده می کنید:

چند تیم عوض کردی و در نهایت به یکباره محو شدی.

فوتبال چندین رو دارد و دیگر فوتبال من سیر نزولی گرفت و همین موضوع موجب شد تا رفته رفته چند تیم عوض کنم و ۲ سال هم فوتبال بازی نکنم.

چرا فوتبال را کنار گذاشتید؟

برادرم که تمام زندگی ام دست او بود، فوت کرد. من هم ضربه روحی بسیار بدی از این موضوع خوردم و خانه نشین شدم. به شدت هم چاق شده بودم.

چه شد که به سپیدرود رفتی؟

پس از ۲ سال خانه نشینی به شدت چاق شده بودم. یک روز علی عشوری‌زاد به من زنگ زد و گفت که چه کار می‌کنی. من هم گفتم خانه نشسته‌ام. بعد با علی نظرمحمدی که کنار او بود صحبت کردم. نظرمحمدی گفت به سپیدرود بیا.

من پرسیدم سپیدرود اصلا که هست؟ چرا که هیچ شناختی از این تیم نداشتم. او برای من توضیح داد که سپیدرود هم مانند پرسپولیس تیم پرهواداری است که قرمز می‌پوشد. فردایش به حرم امام‌رضا (ع)  رفتم از او خواستم تا اتفاق خوبی را برای من رقم بزند و سپس به رشت رفتم.

با اضافه وزن به فوتبال بازگشتید؟

بله. حتی شرایطم به نحوی بود که رویم نمی‌شد تا در رختکن تیم جلوی سایر بازیکنان لباس عوض کنم. نظرمحمدی هم خیلی هوشمندانه و ابتدا برای دقایق کوتاه از من بازی گرفت و سپس رفته رفته به بازیکن اصلی تیم تبدیل شدم.

بحث مربی‌گری شما در سپیدرود هم مطرح شد.

بله. البته چون ۲ سال بازی نکردم و از شرایط فیزیکی مطلوبی هم برخوردار نبودم خیلی‌ها فکر کردند من به عنوان مربی به سپیدرود آمدم.

گل لیگ برتری شدن سپیدرود را هم تو زدی؟

خدا دوستم داشت. چهار پنالتی زن اول سپیدرود مشخص بودند. من هم از پنالتی زدن هراس داشتم. اما پویا نزهتی که در غیاب دو بازیکن دیگر پنالتی زن اول بود، توپ را ول کرد.

ورزشگاه پر بود و هر کسی نمی توانست در آن شرایط پنالتی بزند. تیم بعد از ۴۰ سال در آستانه لیگ برتری شدن بود. من ناخودآگاه به سمت توپ رفتم تا پنالتی را بزنم. همه گفتند اجازه ندهید حسین پنالتی بزند.

می دانستم که اگر آن پنالتی خراب شود، جنازه ام هم از ورزشگاه بیرون نخواهد رفت. من پشت توپ رفتم چشمانم را بستم و محکم شوت زدم. خواست خدا و کمک امام رضا (ع)  بود که آن توپ گل شد.

چرا از پنالتی زدن هراس داشتی؟

می‌ترسیدم. به جز بوسان که مجبور بودم، در هیچ جا پنالتی نزدم و اصلا بلد هم نیستم. به همین خاطر می‌ترسیدم اما خواست خدا بود در سپیدرود، آن پنالتی تبدیل به گل شد.

از استقلال هم پیشنهاد داشتی؟

تمام خانواده ما استقلالی بودند. استقلال ۳ بار به من پیشنهاد داد. ۲ بار در اوج فوتبالم و یک بار هم زمانی که در استقلال خوزستان بودم اما اعتبارم برای من از همه چیز مهم‌تر بود و با بررسی شرایط هربار به این تیم پاسخ منفی دادم.

فکرش را می‌کردی در سپیدرود از فوتبال خداحافظی کنی؟

سپیدرود تیم خوب و ریشه داری بود. من برای هر کاری مشورت می‌کردم و در نهایت هم با مشورت دوستانم تصمیم گرفتم خداحافظی کنم.

پیش از سپیدرود حدود ۴ سال قبل در یک مصاحبه گفتی که « آنقدر مرد هستم که بگویم ۴۰ سال سن دارم ». آن مصاحبه پس چه بود؟

این گونه نبود. در آن مقطع یک نفر که در یک تیم سمتی داشت، علیه من مصاحبه کرد و گفت تو چهل سال سن داری. من هم در جواب گفتم تو راست می‌گویی. اصلا من ۴۰ سال سن دارم. فوتبالی ایراد بگیرد.

حسین کعبی