مرور یک درد نوشته قدیمی: ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

رادنی دیدار

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدروداین درد نوشته ساعاتی پیش از نخستین مسابقه تاریخ سپیدرود در لیگ برتر درست سه سال پیش نوشته شد و عجیب که این سه سال سرنوشت چه به روز ما آورد که از پنجم امردادماه نود و شش رسیدیم به هجدهم امردادماه نود و نه که از رویا پردازی بازی در لیگ برتر حالا کابوس حضور در فراموشخانه رو بو می کشیم.

امشب در این واپسین ثانیه ها که شاید خیل سپیدرودی ها خواب از چشمانشان ربوده شده بد نیست این درد نوشته را بار دیگر با هم مرور کنیم و امیدوار باشیم به معجزه ای که همیشه در واپسین بزنگاها به سراغ مان آمده و دستی که فریاد رسمان شده است.

امید ببندیم و توکل کنیم که بازهم یکی آن بالا بالاها هوای مان را دارد.

امید ببندیم که غلامرضا خان صومی از آن جایگاه رفیعش برای مان ریش گرو گذاشته است. دل ببندیم که مهندس شعار پشت آن عینک خاص اش دوباره پکی به سیگار می زند و به مانند آن وقت هایی که بود و خیلی خونسرد گره های ما را باز می کرد دردمان را چاره کند.

امید که کاپیتان مهرداد هوشنگی با آن صلابت غیرقابل تکرارش تیمش را از آن بالاها به جلو هدایت کند. امید که عبدالله پندیدن به حرمت جان سپردنش در مستطیل سبز از کائنات برای مان آبرو طلب کند.

امید اینکه جوان رعنای مان یاشار جان صومی به سان روزهای زمینی اش حواسش به تیم آبا و اجدادیش باشد و با همان لبخند همیشگی اش از فراز آسمان ها برای مان انرژی بفرستد و آقا خلخالی ناظم دوست داشتنی سپیدرودی به مانند روز قبل از بازی با بادران سال ۹۵ برود و از داور بخواهد که دلش برای سپیدرود مظلوم بسوزد و بگوید چیزی نمی خواهیم و فقط سپیدرودمان ببرد!

درد اینکه مصیبت های این چند ساله ما را از زمینی ها ناامید کرده و رو به آسمانها دست بلند کردیم تا شاید گره کورمان باز شود.

آری برای ماندن این میراث آبا و اجدادی هر چه درست و غلط باشد را به هم گره می زنیم. شده باشد خرافه را می پرستیم و بدون مصلحت اندیشی که بعدش چه می شود به روی یارسابق مان که گل می زند تند می شویم و از دشمن قدیمی هم انتظار کمک داریم.

مهم یک چیز است و بس؛ سپیدمان بماند، سپیدمان خشک نشود، سپیدمان سپید بخت شود.

دیگران بعدش چه می خواهند بگویند پشیزی اهمیت ندارد که مهمتر از سپیدرودمان مهمی نداریم ما. چرا که:

“ از حادثه لرزند به خود قصر نشینان

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم “

درد نوشته – امشب می توانیم بی حسرت بمیریم

۵ امرداد ماه ۹۶

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود پنجم امرداد ماه یک هزار سیصد نود و شش تاریخی است که جوانان فوتبال دوست شهرم که حالا خیلی هم جوان نیستند، سال ها پیش در رویاهای شان به یکدیگر وعده می دادند.

بدون شک هیچ فوتبال دوستی در ایران حس و حال امروز مردم رشت را درک نمی کند؛ هوادارانی که پس از سال ها شکیبایی و سخت کوشی حاصل انتظارشان امروز به ثمر نشسته است.

پس از سال ها منتظر ماندن و نرسیدن، دیدن و آه کشیدن، حسرت خوردن و سر به گریبان بردن، امروز سرخ ماهی ها در دریایی بی کران شنا خواهند کرد و ما مردمان گیلان به یاد تاریخ سخت و پر مشقت و عذاب های نداری و مظلومیت سپیدرود و خاطره های مشترک هم سکونشین هایمان را که در حسرت امروز در کنارمان نیستند و تعدادشان هم فوج فوج بیشتر از ستاره های آسمان شهرمان است، بغض مان را قورت خواهیم داد.

تصور این صحنه برای خیلی ها می تواند سخت باشد که چطور پیرمردی با صدای لرزانش با شیپور نوه اش نام سپیدرود را زجه می زند.

امروز پیرمردان شهرمان که وارثان بی ادعای این غم بی پایان هستند آسوده این میراث گران بها را به وارثان جوان شان می سپارند و خواهند رفت.

امشب در پایان بازی نفت و سپیدرود فارغ از هر نتیجه ای می توان لبخند رضایتی بر لب نشاند و راحت مُرد.