یادداشت ویژه – سپیدرود تسلیم نمی شود!

دکتر عزیز عبدالهی

 

گیلان سرزمین استقامت و امید است و اطمینان دارم رود خروشان با تکیه بر تاریخ اساطیری خود ققنوس وار از خاکستر برخواهد خاست و به همت مشتاقان و دوستداران متعصب خود به جایگاه واقعی خود در فوتبال ملی باز خواهد گشت.

 

کدامین قلم این تقدیر نوشت،

تقصیر از نقشه ی زمین است،

یا از آدم ها؟ یا تقدیر چنین است!

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود درخت تنومند عزت سپدرود در سالیان اخیر تبرهای زیادی خورده است و از این رود خروشان و جاری تنها برکه ای باقی مانده است.

برکه ای است که محصول عملکرد مثبت مرحوم غلامرضا صومی، استاد احمد صومی و مرحوم شعار در گذشته و رنج و مررات هایی که برای برافراشتنش خون دل ها خورده شد.

حال ِاین روزهای سپیدرود ناخوش است و بی شاخ و برگ در انتظار زمستانی است که بوی بهار می دهد؟! در پس همه شعارهای رنگارنگ دیگران؛ آن چه باقی ماند رخت سیاه عزت بر باد رفته است.

تنها در پسوندش بزرگ را دارد و شعاع دایره تاثیرگزاری اش هر روز کوچک و کوچک تر می شود. جایگاه سپیدرود از سروری و بزرگی به سقوط در لیگ دو تقلیل داده شد و آن همه هیاهو در عمل هیچ بود (پشت آن پنجره جز هیچ بزرگ، هیچ نبود)

اما گیلان سرزمین استقامت و امید است و اطمینان دارم رود خروشان با تکیه بر تاریخ اساطیری خود ققنوس وار از خاکستر برخواهد خاست و به همت مشتاقان و دوستداران متعصب خود به جایگاه واقعی خود در فوتبال ملی باز خواهد گشت. سپیدرود شاید در برهه ای دچار ضعف بشود اما تسلیم نمی شود.

اجازه می خواهم با چند توصیه این یادداشت را به پایان ببرم:

• هنگامی که توماس ادیسون ۹۹۹ بار در اختراع لامپ شکست خورد، از او پرسیدند که چرا هنوز سعی می کند و او پاسخ داد: “من ۹۹۹ راه نادرست برای اختراع لامپ کشف کرده ام”. بنابراین او می دانست که در نهایت موفق به اختراع لامپ می شود، فقط نیاز دارد راه درست برای انجام آن را پیدا کند!

• تجربه سقوط سپیدرود از لیگ برتر به لیگ یک و اینک … باید محور برنامه ریزی جدید باشد. وقتی تیمی سقوط می کند انگیزه ها و شور و شوق و هیجان فروکش می کند و نوعی بی حسی نسبت به تیم شکل می گیرد. بایستی بر این فضای کرخت فایق شد و اجازه نداد که این فضا توسعه یابد و سپیدرود به چالش جدیدی سوق داده شود.

• اگر منصفانه داوری شود در امور باشگاه سپیدرود به عنوان یک بنگاه ورزشی خصوصی دخالت های زیادی شد لیکن واکاوی آن دخالت ها و اعمال نفوذها و مساله دار نمودن افکار عمومی در حال حاضر گره ای از مشکلات سپیدرود باز نمی کند. قانون، نقش ها را تعریف نموده و باید به قانون ملتزم بود و اجاره نداد که مرزهای قانون مخدوش شود. شاید حتمی ترین اقدامی که باید توسط اداره کل ورزش و جوانان و هیات فوتبال انجام شود بسامان کردن جایگاه حقوقی مالکیت باشگاه است.

• طبق خبرهای منتشره بدهی های انباشته سپیدرود بیش از ده میلیارد تومان برآورد می شود و تادیه این دیون برای باشگاهی که قرار است در لیگ دو فعالیت کند بسیار سنگین است و سرمایه گذاری در این سطح هم صرفه اقتصادی ندارد و بایستی برای این دیون راهکاری اندیشیده شود.

توصیه ام این است اداره کل ورزش و جوانان و هیات فوتبال، رسیدگی به اوضاع بحرانی سپیدرود را به زمانی دیگر موکول نکنند و معتقدم که یک روز نیز مغتنم است. تجربه سقوط از لیگ برتر به لیگ یک و وعده های مشهوری که داده شد به ما می آموزد که تاخیر در بسامان کردن وضعیت سپیدرود مجاز نیست!

• نباید منکر زحمات و تلاش های آقای ناظمی و همکاران وی در باشگاه سپیدرود شد. بایستی در قضاوت، انصاف و عدالت را رعایت کرد اما باید بپذیریم که این دوستان در راهبری باشگاه سپیدرود شکست خوردند و تلاش های شکست خورده هم روش های نادرستی برای رسیدن به موفقیت هستند. از این رو، مهم ترین نشانه این است که نباید تلاش های شکست خورده مجالی برای آزمون مجدد بیابند چون محصولی جز شکست درو نخواهد کرد.

• اگر اراده ای وجود دارد که سپیدرود باید باشد و دوباره به جایگاه قابل انتظاری برسد باید پروژه باز- سازماندهی باشگاه در دستور کار قرار گیرد. حتی با این سطح از سازماندهی و دانش مدیریتی موجود، باز هم سپیدرود ره به جایی نخواهد برد و دستآوردی جز تنزل نخواهد داشت. برای گریز از چرخه سقوط، بایستی نظامات تشکیلاتی، حقوقی، اداری، فنی ، مدیریتی ، اقتصادی و سیاست گذاری باشگاه بازنگری شوند.

• اگر به الزامات تغییر و اصلاح در نظام باشگاهداری سپیدرود عمل شود بدان معناست که می شود زنجیره شکست و تحقیر سپیدرود را متوقف کرد فقط نیاز است که راه درست برای پیروزی و گذر از شکست توسط اهل فن پیدا شود.