لیگ یک؛ محلی برای جستجوی آرزوها

آی اسپورت / امیر کریمی

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود با یک نگاه خیلی اجمالی به جدول لیگ یک فوتبال کشورمان می توان دریافت چه تیم هایی با چه نام هایی و چه پتانسیل هایی از چه شهرهای نام آشنایی در این زیرگروه لیگ برتر در حال رقابت هستند  و هر سال پا به این مسابقات به امید راهیابی به لیگ برتر می گذارند.

توجه به نام هایی همچون شهرداری تبریز،استقلال خوزستان، ملوان بندر انزلی، سپیدرود رشت،مس کرمان، فجر سپاسی شیراز ، نیروی زمینی تهران و داماش تهران نشان دهنده شکل کار و سختی این مسابقات و همچنین شخصیت بالای این سطح از مسابقات هست با خود این اسامی شاید بتوان لیگ برتری راه انداخت پر از جذابیت و هیجان.

 حالا شما اضافه کنید نام تیم هایی مانند بادران، آرمان گهر سیرجان، گل ریحان البرز،قشقایی را که هرچند هیچ گاه تجربه لیگ برتری شدن را مانند تیم های یاد شده در بالا نداشته اند اما بدلیل حضور مکرر و پیاپی در لیگ یک خود را همیشه در حد مدعی صعود معرفی می کنند ضمن اینکه از نام تیم هایی چون خوشه طلایی ساوه، هوادار تهران و علم ادب تبریز و رایکای بابل هم نمی توان بی تفاوت گذشت بخصوص که خوشه طلایی ساوه تقریبا تا یکی دو هفته پایانی جزو مدعیان بود و رایکای بابل جزو کاندیدا های سقوط به لیگ دو، همین مساله نشان از دشواری فوتبال و فراز و نشیب های آن در این لیگ دارد.

در مورد لیگ یک انصافا این نکته حائز اهمیت هست که نسبت سطح لیگ برتر مظلوم تر واقع میشود چه از نظر پوشش رسانه ای مسابقات و حواشی آن و چه از بعد فنی و فوتبالی داخل زمین.

مسابقات با حضور چنین تیم هایی شاید چیزی نزدیک به لیگ برتر یا حتی در پاره ای از موارد هم سطح آن برگزار می شود که کمتر مورد استقبال عموم قرار می گیرد و بیشتر خواص فوتبالی از آن استقبال می کنند ، هرچند اصولا در شهرهای مختلف تیم های مختلف هم بر اساس همان حس ناسیونالیستی طرفداران زیادی برای خود دست و پا کرده اند.

پشتیبان لیگ برتر

لیگ یک در یک نگاه می تواند پشتیبان لیگ برتر و حتی تیم ملی باشد چه بسا بسیاری از بازیکنان نسل جدید فوتبال ما که در حال حاضر ستاره شده اند روزگاری در این سطح فوتبال آرزوهای خود را جستجو می کردند. برای نمونه در همین تیم پرسپولیس که حالا چهارمین قهرمانی خود را جشن گرفته از مهدی طارمی که حالا در حال آقایی در فوتبال پرتغال می باشد تا احمد نورالهی که در حال حاضر یکی از کاپیتان های تیم هست و وحید امیری که او نیز جزو موثرترین بازیکنان هست و تا جام جهانی و لیگ های اروپایی هم پیش رفته، حداقل نام برد که از همین لیگ یک راه خود را به لیگ برتر هموار کردند. این اسامی مشتی از خروار بازیکن سازی لیگ یک برای فوتبال ما هست و بوده چه بسا در تیم های مختلف هم چنین بازیکنانی به ایم سبک حضور داشته و دارند .

در مورد مربیان حاضر در این مسابقات هم نام های بسیار مطرحی دیده می شود امثال فرهادکاظمی، اکبرمیثاقیان، مجتبی حسینی،محسن عاشوری، رسول خطیبی، علی نظر محمدی ،امید روانخواه، رضا عنایتی و دیگر نام هایی که خود روزگاری دراین فوتبال یا در کسوت بازیکن بوده اند و حالا به جرگه مربیان پیوسته اند و در آغاز را هستند و یا در مربیگری  در سطح بالاتر فوتبال برو بیایی داشتند و هم اکنون هم در حال فعالیت در این مسابقات هستند .

هرچند در انتخاب مربیان و نحوه آن حرف و حدیث زیاد هست و اینکه در فوتبال هیچوقت نام و اسامی و عقبه فوتبالی در زمین حرف اول را نمی زده و نمی زند اما با دیدن این اسامی می توان به بالا بودن حداقل تجربه در سطح نیمکت ها و کادر فنی اشاره داشت به خصوص که اسامی بعضی از این مربیان را روزگاری تریلی یدک نمی کشید.

آلمینیوم اراک غریبه ای نام آشنا؛ جای عادل خالی

شاید هیچوقت شب مناظره روی خط او با نماینده مجلس آن روز اراک در برنامه نود از خاطره ها پاک نشود. از جناب نماینده اصرار که باید نفت تهران را به اراک انتقال داده از عادل انکار که اینکار اصلا فوتبالی نیست وکلا  سیاسی و  انتخاباتی هست و عاقبت پاس قهرمان آسیا و امثال آن باید عبرتی باشد برای این فوتبال که خود شهرها و تیم های مشغول در آن باید به سبک فوتبالی  صاحب امتیاز لیگ برتر شوند .

حالا پس از هجده سال اراک که از قطب های صنعتی و پتانسیل دار  از لحاظ ریالی برای فوتبال ما هست با تلاش و کوشش خود تیم و هواداران و مردم این دیار به لیگ برتر راه یافته که اتفاقا شیرینی این صعود به کام همه اهالی فوتبال نشسته و نه تنها مردم و هواداران اراکی.

در هر حال آلمینیوم با رسول خطیبی  که اتفاقا تجربه زیادی در صعود به لیگ برتر با تیم های دیگر را دارد به لیگ برتر راه یافته و سال بعد در قامت تیم های سطح اول فوتبال کشور حاضر خواهد شد. باید دید که برای سال بعد چه تدارکی این باشگاه برای حضور در لیگ برتر خواهد دید.

مس رفسنجان؛ نماینده دیگر کرمان

استان کرمان ظاهرا انقدر کارخانه و معادن دارد که هر کدام توانایی مالی پشتیبانی یک تیم لیگ برتر را داشته باشند. مس سرچشمه، مس کرمان، مس رفسنجان، آرمان گهر سیرجان جزو تیم های لیگ یکی حاضر در فوتبال ما هستند و شما اضافه کنید تیم اصلی گل گهر سیرجان را که همین هفته پیش در سیرجان در دقایق پایانی برد را از چنگ پرسپولیس درآورد.

مس کرمان هم با مجتبی حسینی مربی جوان  خود به اندازه یک گل تا لیگ برتری شدن در روز آخر کم آورد و همچنان لیگ یکی ماند تا هنوز با لیگ برتر و حتی باشگاهای اسیا هوادارانشان فعلا خاطره بازی کنند. در هر صورت سال بعد دو نماینده از این استان در لیگ برتر حاضر خواهند بود  علاوه بر احتمالا سیرجانی ها که عملا  در جدول ماندنی شده اند ،  رفسنجانی ها هم گرمای این مسابقات را به آن خطه از کشور خواهند برد.

حسرت برای ملوان و فجر

حسرت ملوان و فجرسپاسی که سوابق طلایی در فوتبال ما دارند چند ساله شد و حیف از عدم صعود این تیم های دوست داشتنی به لیگ برتر فوتبال. حیف و دریغ از تیم هایی که یکی از آنها همیشه در قامت مدعی قهرمانی و حذفی حاضر می شد و دیگری زمانی همیشه گربه سیاه  بزرگان فوتبال ما بودند اما حالا این روزها به لطف مدیریت دوست داشتنی، ملوان که کاندیدای سقوط به لیگ دو بوده و در روز آخر به لطف یه مساوی سرد و بی روح و بدون گل ماندگار شده و فجر سپاسی هم در کشاکش اواسط جدول بی تفاوت روزگار می گذراند.

سقوط؛ افتادن نام‌های آشنا

سپیدرود، نیروی زمینی و شهرداری تبریز تیم های سقوط کننده امسال به لیگ دو بودند. سپیدرود که خیلی شیک از لیگ دو شروع کرده بود و به لیگ یک و بعد لیگ برتر رسیده بود کاملا همان دور  وسیر را در پیش گرفت و حالا به لیگ دو سقوط کرده و فقط دست مریزاد برای مدیران گیلانی که بعد از ملوان حالا سپیدرود ریشه دار را تقریبا نابود کردند.

در مورد نیروی زمینی و امید روانخواه هم با آن فوتبال با کیفیت و تیکی تاکایی و دوست داشتنی که بازی می کردند هم فقط می توان کلمه تاسف را بکار برد چراکه به نظر می رسد در تصمیم گیری های  کلان این باشگاه نظامی اختلاف نظرهایی وجود داشته و دارد  و کلا روانخواه از بعد مربیگری از امنیت بالایی برخوردار نبوده و اگر لقب آسانسور لیگ دو به یک را به آنها اطلاق کنیم پر بیراه نباشد.

شهرداری تبریز اما روزگاری ضلع سوم فوتبال تبریز بود ، شهری که با تراکتور و ماشین سازی و شهرداری در فوتبال ایران فعالیت می کرد و اتفاقا با شهرداری یقه تیم های بزرگ را می گرفت حالا به فراموشی مفرط سپرده شده و اصلا کسی پیگیر آن هم نمی باشد.

 به نظر می رسد در حال حاضر بیشتر نگاه و همه غم فوتبال تبریز و مدیران آن معطوف تراکتور و نهایتا ماشین سازی شده و کلا تیم های دیگر و باسابقه تبریز اولویتی برای مسئولین این شهر فوتبال خیز ندارند به آن پرداخته نمی شود.