این چرخه سرسام آور و دیوانه وار

وصال روحانی

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود عجیب است که سرمربیان بسیاری از تیم‌های لیگ برتری و «لیگ یک» به رغم ناکامی در مأموریت‌های محوله، بلافاصله در تیمی دیگر پست می‌گیرند و هرجا که خوش آید به همان وادی قدم می‌گذارند.

آنها پول درشتی می‌گیرند، در صورت موفقیت قرارداد فصل بعدشان چاق و چله‌تر می‌شود و چنان مشغول ارتباط با هر یک از متقاضیان احتمالی خویش‌اند که گاهی در عرض فقط دو سه هفته تیم خود را رها می‌کنند تا تیم بدون مربی مانده دیگری را که پول درشت تری را به آنها پیشنهاد می‌دهد، در دست گیرند.

زمین نماندن این‌گونه مربیان و روند اشتغال دائمی آنها که سرسام‌آور و دیوانه‌وار می‌نماید، محصول روند کج و معوج حاکم بر فوتبال ما و نتیجه اندیشه‌های نادرست مدیرانی است که به عرصه ورزش آمده‌اند و برای هر چیزی به راحتی خرج می‌کنند بدون اینکه خود را ملزم به پاسخگویی به فردی بدانند.

کار به جایی کشیده که برخی مربیان به رغم قرارداد داشتن با باشگاه‌شان با تیم دیگری که مربیانش را از دست داده و خواهان جذب عاجل یک سرمربی است، باب سخن را می‌گشایند و فقط پس از توافق رسمی‌شان با باشگاه تازه، تیم قبلی آنها مطلع می‌شود که آن مربی با آنها چه کرده است.

این‌گونه روابط سبب شده به کرات در «لیگ یک» و حتی لیگ برتر یک تیم در طول فصل سه بار سرمربی عوض کند و گاه حتی به افرادی از نو روی بیاورد که پیش‌تر هم آنها را منصوب کرده اما از آن طرفی نبسته و ناکام شده است و تجربه امسال آنها مانند تیم پیکان با عبدالله ویسی چیزی از همین دست است.

خودروسازان در حالی از چندی پیش هدایت تیم خود را به ویسی سپردند که او سه سال پیش در شرایطی مشابه اسباب سقوط پیکانی‌ها به «لیگ یک» را فراهم آورده بود و با اینکه ویسی در هفته‌های اخیر به دو برد متوالی با پیکان رسیده اما این مسأله هم فلسفه استخدام مجدد او را توجیه نمی‌کند.

فعل و انفعالات فوق سبب شده دو لیگ مذکور سرزمین اختصاصی و ملک مطلق مربیانی باشد که هر از چند گاه مربی عوض می‌کنند اما آن مربیان همیشه همان‌هایی هستند که در رفت و آمد بوده و تیمی را تحویل گرفته و پس از چندی بار سفر به تیم بعدی را بسته‌اند و «روز از نو و روزی از نو». مثال‌ها از این دست فراوان‌ هستند.

محمد نصرتی مدافع اسبق پاس، پرسپولیس و تیم ملی چندی پیش از هدایت تیم دسته اولی گل ریحان برکنار اما پس از گذشت فقط ۴۸ ساعت عودت داده شد و این پایان ماجرا نبود و در تحول بعدی این تیم به میثم منیعی سپرده شد.

مهدی پاشازاده در حالی که با تیم لیگ یکی سپیدرود قرارداد دارد، سر از شاهین بوشهر درآورده است تا با تلاش شاید موفقیت‌آمیز در راه حفظ این تیم در لیگ برتر پول درشت‌تری در قیاس با دستمزدی بگیرد که در تیم محبوب اما کم‌بودجه شهر رشت در دسترس نیست.

رضا مهاجری پس از فقط دو بار حضور روی نیمکت ماشین‌سازی آنجا را رها کرده و قاعدتاً سر از گل‌گهر سیرجان درمی‌آورد که اخیراً مجید جلالی را برکنار کرده که فصل جاری را با پیکان آغاز کرده و با آن هم ناکام مانده بود.

در ابتدای فصل جاری سپیدرود با علی نظرمحمدی به میدان می‌آمد و سپس به دست نادر دست‌نشان افتاد و حالا باید به فکر جایگزینی مهدی پاشازاده‌ای باشد که جای دست‌نشان را گرفته بود اما همان‌طور که در سطور قبلی آمد، سودای لیگ برتری شدن، پاشازاده را به سوی شاهینی‌های بوشهر سوق داده است.

رایکای بابل دیگر تیم لیگ یکی این فصل را با رحمان رضایی و علی نظرمحمدی سپری کرده و «هوادار» که آن هم دسته اولی است از علی نیکبخت و رضا عنایتی روی سکوی مربیگری‌اش بهره گرفته است و چون چند بار نام ماشین‌سازی در این سطور آمد، باید یادآوری کنیم این تیم تبریزی فصل جاری را با رسول خطیبی شروع کرده بود ولی رسول چندی است که به آلومینیوم اراک رفته است تا شانس لیگ برتری شدن و اندوختن دستمزدی جالب بابت آن را برای خود فراهم بیاورد.

اینها که آمد، فقط مشت نمونه خروار است و رفت و آمد حدود ۲۰ مربی در میان تیم‌های لیگ برتر و لیگ یک چنان دامنه‌دار و دائمی و تکراری است که تو گویی از در یکی از خانه‌های خود در یک کوچه به سمت در ورودی خانه دیگر خود حرکت می‌کنند.

اگر چرخه تغییر دائمی مربیان قدری عریض‌تر و افراد حاضر در این چرخه بیشتر می‌شدند، شاید جای تأسف کمتری می‌داشت اما چنین نیست و بدتر از همه رویکرد مکرر باشگاه‌ها به همان مربیانی است که اغلب در تیم‌های قبلی‌شان پول‌های کلانی گرفته اما نه تنها تخم دوزرده نکرده‌اند بلکه آن را به دره سقوط نزدیک‌تر کرده‌اند.