وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

آی اسپورت/ قابِ روز؛ چتری برای یک تیم

آی اسپورت

منتظر بودن، کاری است که هواداران سپیدرود همیشه برای تیم‌شان انجام می‌دهند!

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – وقتی که سوتِ پایان ال‌گیلانو، سکوهای هوادار ملوان را غرق در نشاط کرد و بازیکنان سپیدرود را با چهره‌ای مغموم به رختکن فرستاد، تصور می‌شد این تساوی جایگاه ملوان را در اولین رده جدول حفظ خواهد کرد و سپیدرود را از روی بازگشت به صدر جدول دور نگه خواهد داشت.

پسران نظرمحمدی اما از سه مسابقه بعدی‌شان ۷ امتیاز به دست آوردند و مقتدرانه به بالاترین نقطه جدول لیگ یک برگشتند تا همچنان، مدعی درجه یک صعود به لیگ برتر باشند.

شاید در نگاه اول، صدرنشینی باشگاهی با دست‌های کاملا خالی، منطقی به نظر نرسد اما سکوهای کاملا پر عضدی در هر مسابقه خانگی، دلیل رقم‌خوردن این فصل رویایی برای ستاره‌های سرخ‌پوش رشت را مشخص می‌کند.

حتی برف و باران، نمی‌تواند هواداران سپیدرود را از تیم محبوب دور کنند. آن‌ها در سرمای جان‌فرسای اسفند فرصت تماشای دیدار سپیدرود با فجر سپاسی را از دست نداده‌اند و در پایان این نبرد، عبور دوباره از امتیازهای ملوان را جشن گرفتند.

نتایج شگفت‌انگیز سپیدرود در هفته‌های نخست لیگ، به عنوان یک موج زودگذر درنظر گرفته می‌شد اما به نظر می‌رسد مقاومت این تیم برای ماندگاری در بالای جدول، دیگر به راحتی شکسته نخواهد شد.

سپیدرودی‌ها روز گذشته دوباره چترهای‌شان را روی سر تیم موردعلاقه گرفتند تا آرزوی صعود، دست یافتنی‌تر از همیشه به نظر برسد.

صعودی که حتی اتفاق نیافتادن‌اش نیز تاثیری در علاقه و امیدواری این جماعت برای تیم‌شان نخواهد داشت، چرا که منتظر بودن، کاری است که هواداران سپیدرود همیشه برای تیم‌شان انجام می‌دهند!

آی اسپورت/ قابِ روز؛ چتری برای یک تیم
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

2 دیدگاه ارسال شده است

  • مهدی گفت:

    این یعنی عشق واقعی.
    یادمه حدود هفت هشت سال پیش بود. اون روزها، پنجشنبه ها و بعدازظهرهای اکثر روزهاییکه فرداش تعطیل بود، به اتفاق دوستان و خانواده میرفتیم نازکسرا (منطقه ای بین آستانه اشرفیه و لشت نشا) و کباب متری (جای دوستان خالی) میخوردیم. بیشتر هفته ها هادی تامینی با همسرش اونجا بود و چند ساعتی با هم بودیم و وقتی کباب روی آتیش میذاشتیم، صحبت میکردیم. اون زمان توی تیم نیروی دریایی بازی میکرد. یه مرتبه درباره تنفرم از آبای ها براش گفتم و نامردیهاییکه اونا در طول تاریخ با فوتبال رشت کردن. بهش گفتم علیرغم اینکه مادر و داییها و . . . من انزلیچی هستن ولی من بخاطر تبانیهاییکه علیه رشت کردن و اینکه همیشه خودشونو از گیلان جدا میدونن ازشون متنفرم. هادی بهم گفت: بخدا فکر میکنید ماها خوشحالیم که توی اذنجا بازی میکنیم؟! مجبوریم، چون از فوتبال رشت کسی حمایت نمیکنه و ماها که انزلیچی نیستیم مجبوریم بریم اونجا بازی کنیم. عمر و جوانیمونو براشون میذاریم و خدا نکنه یه توپو اشتباه کنیم!! هرچی توی دهنشونه و لایق خودشون، به ما و خانواده مون میگن!!
    آره عزیزان. اینه واقعیت فوتبال شهرک!! استفاده از نیروهای جاهای دیگه بخاطر بهره مندی از حمایتها و رانتهای دولتی و نظامی و بعد توهین و بی ادبی . . .

  • پاسکیاب گفت:

    انتظار انتظار انتظار.اینه سهم مردم رشت تز عشقشون به فوتبال.
    وقتی داماش لیگ برتر بود خیلی ها فقط بخاطر اینکه این تیم واسه این شهره دوستش داشتن ولی سپیدرود این رود همیشه خروشان فرق داره قصه اش.
    دوستش دارن چون ریششونه.چون غرور داده بهشون.چون حالا چیزی دارن که به همخ دنیا نشون بدن که اره ما هستیم نه با پول و رانت و تبانی.
    هستیم به درازای تاریخ یک قوم هستیم به خروشانی یک رود هستیم به زیبایی شهرمون هستیم به لذید بودن غذاهامون.
    هستیم چون باید باشیم هستیم چون ما سپیدرودیم