رشت رویایی / محمد غلامی پور
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – تیم سپیدرود در این هفته موفق شد نخستین امتیاز خارج از خانه خود را در اصفهان بدست آورد؛ اتفاق خوبی که امید را بار دیگر به اردوی این تیم و هوادارانش برگرداند. اما آنچه بیش از هر چیزی در این بازی و بازیهای گذشته توی ذوق میزد، جای خالی اسپانسر روی پیراهن این تیم بود.
تیم فوتبال سپیدرود در حالی با مشکلات مالی فراوان به لیگ برتر صعود کرد که بسیاری تصور میکردند با معجزهی صعود خیلی از مشکلات این تیم برطرف شود. اما با شروع لیگ برتر نه تنها مشکلی از مشکلات سپیدرود کم نشد بلکه سومدیریتهای متداول و فقدان برنامهریزی و نگاهی جامع مشکلات این تیم را دو چندان کرد. به طور نمونه این تیم که تنها داراییاش هوادارن وفادارش است، حالا به دلیل مشکلات ساختاری عضدی نمیتواند آنچنان که باید از حمایت آنها برخوردار باشد. در حالیکه رشت صاحب دو ورزشگاه است اما هنوز با وجود گذشت پنج هفته از شروع رقابتها کارگران مشغول کارند که جا دارد به مدیران استان خداقوت بگوییم.
اما یکی دیگر از مشکلات جدید سپیدرود نداشتن اسپانسر است. در حالیکه تمام تیمهای دنیا حتی تیمهای آماتور در دستههای پایین، سهم زیادی از درآمد خود را از طریق اسپانسرینگ بدست می آورند، تیم سپیدرود از معدود تیمهای لیگ برتری است که تا به امروز نتوانسته حتی یک اسپانسر پیدا کند. جای بسی تاسف دارد که در ساختار مدیریتی ورزش استان که به عنوان یکی از بزرگ ترین سرمایههای اجتماعی ما محسوب میشود هیچ چیز سر جای خود نیست و هیچ دغدغه ای برای رفع موانع موجود دیده نمیشود. چندی پیش شهاب مومنی مدیرعامل تیم در اظهارنظری عجیب گفت که هواداران نباید سپیدرود را با پارس جنوبی جم مقایسه کنند چون آنها پول دارند. حال باید گفت، اگر ما نتوانیم خود را با پارس جنوبی جم مقایسه کنیم پس باید با شهرداری فومن مقایسه کنیم و به احتمال فراوان هم ازین قیاس احساس افتخار کنیم؟ مدیران ما باید بدانند که پول هرگز موفقیت نمیآفریند، بلکه مدیریت صحیح و ساختار منسجم و فکر است که موفقیت میسازد و موفقیت پول تولید میکند. وقتی ما نمیتوانیم حتی یک اسپانسر داشته باشیم دیگر توقعی باقی نمیماند.
این در حالی است که تیم سپیدرود سال گذشته با حمایت مالی شهرداری و شهر خلاق خوراک وارد رقابت های لیگ یک شد. تیم سپیدرود با هوشمندی شهرداری به یکی از ابزارها و بازوی برندسازی شهری تبدیل شد تا بتواند شهر خلاق خوراک را در کشور جا بیندازد. سپیدرود با وجود جذابیتهایی که به واسطهی هوادارنش دارد، یکی از بهترین ابزارهای تبلیغی برای شهر خلاق بود اما نکته عجیب و قابل تامل اینجاست که سپیدرود در لیگ یک که توجهات رسانهای خیلی کمرنگ است، با تبلیغ شهر خلاق به میدان رفت اما حالا در لیگ برتر که تیمها کلا زیر ذرهبین رسانهها و توجهات بسیار قرار دارند، دو طرف ماجرا از توانایی یکدیگر بیبهره مانده اند؛ و به عبارت دیگر نه سپیدرود حمایت مالی شهرداری را دارد نه شهرخلاق خوراک از ابزار تبلیغاتی سپیدرود برخوردار است.
متاسفانه باید اذعان داشت که در استان ما بسیار وقتها منافع عمومی فدای مناقشات سیاسی و اختلافات سلیقهای میشود. از آنجایی که سیستم مدیریتی ما از یک ساختار منسجم و سیستماتیک برخوردار نیست متاسفانه با یک تغییر کوچک و جا به جا کردن یک مدیر، کل نگاه، اندیشه، استراتژی و برنامههای پیش بینی شده از بین میرود.
رشت و مدیریت شهری آن دو سال مداوم برای رسیدن به این نقطه تلاش کرد. برای نخستین بار این شهر صاحب چشم انداز شد برای این چشم انداز استراتژی اتخاذ شد و بر اساس آن طرحها، برنامهها و ایدههای مختلفی پیش بینی شد. تمام برنامههایی که تا به امروز شاهد اجرای آن بودیم، یک سری برنامهی زمانبندی شدهی متناسب با یکدیگر به لحاظ کارکردی هستند که وجود هرکدام میتواند باعث همپوشانی و تکمیل دیگری شود. به طور نمونه در کنار اجرای پروژه بازآفرینی، ساخت آبنمای موزیکال پارک ملت را میتوان به عنوان یک محرک توسعه در نظر گرفت و مادامی که نظیر این اتفاقات نیفتد سرمایهگذار هرگز برای ورود و سرمایهگذاری در شهر ترغیب نخواهد شد.
تیم فوتبال سپیدرود نیز از این قاعده مستثنی نیست. سپیدرود به عنوان بزرگترین سرمایه اجتماعی رشت و حتی استان گیلان یکی از قابلیتهای مهم برای برندسازی شهری در مسیر توسعه رشت است. توسعه رشت بینیاز به تیم سپیدرود نیست و بخشی از اهداف استراتژیک شهر رشت وابسته به توان این تیم است. نمیشود در مسیر توسعه از کنار بخشی از ایدهها و برنامهها گذشت و انتظار نتیجهای کیفی داشت.
بیتوجهی به سپیدرود تنها بیتوجهی به فوتبال یک شهر نیست بلکه بیتوجهی به منافع بلندمدت یک استان است. متاسفانه ما عادت کردهایم که به راحتی از کنار تواناییها و ظرفیتهای بالقوهای که داریم، بگذریم و وقتی آن را از دست دادیم، بنشینیم و حسرتش را بخوریم. اگر امروز نسبت به برنامهها و مسیری که رشت طی دو سال گذشته پشت سر گذاشته بی تفاوت باشیم، هزینه، انرژی و زمان زیادی که طی این دو سال صرف کردیم را دور خواهیم ریخت و همین نقاط قوت را به معضلات جدید تبدیل خواهیم کرد. سپیدرود نیز بخشی از این مسیر است که نیاز به توجه و دغدغه بیشتر دارد. دیگر دوران این حرفها گذشته که مدیران نازنین توپ را در زمین کمبود بودجه بیندازند یا مسائل و مشکلات را به یکدیگر پاسکاری کنند. سپیدرود نام رشت را یدک میکشد. دفاع از منافع رشت تنها با یک دفاع خطی چهارنفره امکانپذیر نیست و این انتظار میرود که مسئولین به جای دفع توپ در کار تیمی شرکت کنند تا مردم رشت به حق مسلم خود برسند.