وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

سپیدرود یک عشق بی پایان

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – فوتبال رشت پس از استقلال رشت در بد مسیری افتاد. تجربه موفق استقلال رشت و نخستین حضور رشتیها در لیگ برتر اگرچه پس از یک فصل با سقوط این تیم به تلخی گرایید اما هرگز اتفاقات بعدش قابل پیش‌بینی نبود.

به گزارش سایت سپیدرود و به نقل از خبرورزشی، رشت هرگز صاحب یک تشکل درست و درمان نشد. پگاه متزلزل‌تر از آن بود که بشود روی آن حساب کرد. داماش با حضور مدیرانی که هیچ سابقه‌ای در فوتبال گیلان نداشتند (‌البته نه این داماش جدید که همگی از خوبان روزگارند) نتوانست مایه وفاق و همدلی شود. (‌و البته این داماش کنونی با هواداران خوبش سودای بازگشت دوباره دارد)

رشت اما پس از چند سال بیسر و سامانی در فوتبال و سقوط داماش از سطح اول لیگ به نقطه‌ای رسید که شد یک شهر، یک رنگ، یک تیم…

قلب‌هایی برای سپیدرود شروع به تپیدن کردند که از جنس مردم بودند. سپیدرود رؤیای همیشگی فوتبالیهای رشت بود، رؤیایی که به تدریج در این چند سال شکل گرفت.

 سپیدرود یک برند غیرسازمانی بود که سازمانش را مردم تشکیل میدادند. هسته اصلی شکل گرفتن سپیدرود همین ذات مردمیبودنش بود.

در مرحله بعد افرادی تیم را تحویل گرفتند که رؤیای امروز را نداشتند‌؛ سپیدرود و لیگ برتر؟ برای آنها دور از انتظار بود اما سپیدرود از فصل گذشته با حضور نظرمحمدی و بعدها فرشاد پیوس هوای صعود داشت.

مردم در یک شهر با یک رنگ به خاطر یک نام حضورشان را اعلام کردند. رشت متفاوت‌تر از همیشه شد. رشت به انزلی دهه ۶۰ تبدیل شد که همه یک نام را صدا میزدند‌؛ ملوان…

رشت به فوتبالشهری تبدیل شد که با سپیدرود، این تیم غیرسازمان یافته که هیچ شباهتی به یک باشگاه ندارد برای بلندپروازی‌اش هزینه کرد‌؛ هزینه‌های دلی، هزینه‌های قلبی، هزینه‌های عاطفی…

مردم به رنگ قرمز به عشق سپیدرود در هیچ هفته‌ای این تیم را تنها نگذاشتند. یک وفاق بیسابقه در رشت شکل گرفت؛ هیأت فوتبال، اداره ورزش و جوانان، استاندار، هلتدار شهر بچه‌های محله‌های رشت پشت این تیم ایستادند.

سپیدرود دوباره شد یک تیم فراگیر، یک فرهنگ قدیمی، یک ریشه پایدار…

یک علی نظرمحمدی روی نیمکت این تیم نشست با بچه‌هایی که برایش جان دادند. یک حسین کعبی که غوغا کرد. یک سهیل حق‌شناس که کاپیتان ارزنده این تیم بود. یک شایان مصلح که برای سپیدرود با تمام وجود بازی کرد. یک تیم و یک شهر که خودشان را به فوتبال ایران تحمیل کردند.

سپیدرود مردم را در کنار خود داشت. با مردم شکل گرفت. با مردم ادامه داد. با مردم به خیابان‌ها رفت. با مردم در قلب‌ها آرام گرفت.

اینها گزافه‌گویی نیست. مشاهدات عینی بنده است از آنچه جسته و گریخته در این دو سال دیده‌ام.

آنهایی که روی نیمکت بودند

در چند سال گذشته این دو مربی برای سپیدرود زحمت ‌کشیدند. یکی افشین ناظمی و دیگری علی نظرمحمدی.

نظرمحمدی ثابت کرد که در مربیگری آینده‌ای روشن دارد. او یک مرد فوتبالی و تحصیلکرده هم در کنار خود داشت‌؛ علی بهارمست.

اما سپیدرودیها هیچ وقت فرشاد پیوس را نیز فراموش نمیکنند. پیوس برای این تیم زحمت‌ کشید.

سپیدرود یک عشق بی پایان
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

2 دیدگاه ارسال شده است

  • آبرار گفت:

    بلا به دور رشت مثل انزلی!!!!رشتی هیچ وقت عقده ای و بی .. نبودش و نخواهد بود مثل شهرک نشینها…

  • دختر سپیدرودی گفت:

    رشت هیچ گاه مثل انزلی حسود و خود بزرگ بین نیست و نبوده الانم اگه این حجم حسادت و خودبزرگ بینی بین انزلی چی ها نبود ما تیم اونها رو هم دوست داشتیم ولی اونها بارها و بارها تو خود این فصل اومدن سایت ما و روی خودشونو نشون دادن و ثابت کردن نسل جدیدشونم دست از عقده و حسد و غرور و کم بینی برنداشتن.