وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

مجله اینترنتی ناجه/ نگاهی به وضعیت مالی سپیدرود از آغاز تاکنون: شنا در دریاچه ی یخ زده

(رادنی دیدار / روزنامه نگار ورزشی)

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – فوتبال این روزها مهمترین پدیده اجتماعی است که در گستره دنیا ملت های گوناگون را درگیر و مشغول خود نموده است و به همین دلیل این ورزش مهیج تبدیل گشته است به جذاب ترین و پرمخاطب ترین سرگرمی ساکنان کره خاکی. فوتبال ورزشی است که با رخنه بر دل میلیاردها نفر از مردم جهان توانسته میخ خود را بکوبد و هیچ رویدادی توان زور آزمایی با آن را نخواهد داشت.

یکی از جذابیت های فوتبال این است که در تمام دنیا از یک نوع ساختار و قوانین واحد پیروی می کند و این زبان مشترک به یقین مهمترین دلیل گستردش این ورزش پرمخاطب است. خواستگاه و زیربنای فوتبال در همه جای دنیا از باشگاه شکل می گیرد و هر کشوری که دارای تعداد باشگاه های بیشتر و قوی تر و منسجم تری از نظر شکل ساختاری، بنیه مالی و سیستم مدیریتی باشد در فوتبال جهان موفق تر و پرافتخار تر بوده است.

در کشور ما هم به عنوان زیر مجموعه ای از فوتبال جهان باشگاهها زیر بنا و زیر ساخت فوتبال ملی را تشکیل می دهند و البته با این تفاوت که باشگاه هایی با ساختار و استاندارد آنچه که در کشورهای صاحب نام فوتبال دنیا وجود دارند، تقریبن دیده نمی شوند! باشگاهها در ایران به سه مدل دسته بندی می شوند: دولتی، نیمه دولتی و خصوصی.

از دسته اول که تقریبن دو سوم صنعت باشگاه داری ما را قبضه کرده است می توان به پرسپولیس و استقلال، تمامی تیم های صنعتی و نظامی اشاره کرد. تیم های دسته دوم همان باشگاه های دولتی در واقع هستند که با تغییر یک وزیر یا مدیر دولتی برنامه شان برای باشگاه داری تا مدتی متوقف می شود و با واگذاری بخشی از سهام باشگاه به بخش خصوصی اداره و هزینه های باشگاه داری را با بخش خصوصی قسمت می کنند، از این دسته می توان به تیم هایی همچون ملوان که در حال حاضر ۳۰ درصد سهامش در اختیار ارتش و ۷۰ درصد در اختیار شورای شهر انزلی است اشاره کرد و یا تیم راه آهن که با استفاده از زیر ساخت های راه آهن سراسری کشور اداره اش در اختیار بخش خصوصی است و یا صبای قم که تولیت آن برعهده استانداری قم است و اداره اش را بخش خصوصی برعهده دارد.

دسته سوم مربوط به باشگاه های خصوصی است. این بخش خود به دو دسته تقسیم می شوند: باشگاه های خصوصی تازه تاسیس و باشگاه های خصوصی ریشه دار و قدیمی.

بخش نخست که می توان به تیم هایی همچون گسترش فولاد تبریز، پدیده خراسان، استیل آذین ایرانیان، خونه به خونه مازندران و هولدینگ داماش ایرانیان اشاره کرد متعلق به غول های اقتصادی است که تقریبن همگی در یک دهه ی اخیر صاحب مال و جبروتی شده اند و هدف اصلی شان مطرح شدن و خود نمایی در جامعه ی ایرانی است و تاکنون نمونه ای کشف نشده که عمر باشگاه داری حرفه ای شان به یک دهه هم برسد و معمولن پس از یک آتش تند، آرام آرام فروکش می کنند و خاموش می شوند و دیگر نه نامی از آنها می ماند و نه نشانی، مانند همان اتفاقی که برای استیل آذین و مجموعه ی داماش ایرانیان افتاد و یا در گذشته های دورتر برای پورا تهران و ایرسوتر نوشهر افتاد و نامشان به همان سرعتی که بر زبان ها افتاد از یادها می افتد.

اما بخش دوم باشگاه داری خصوصی که سال به سال و روز به روز در حال آب شدن و محو شدن است، مربوط است به باشگاه های خصوصی ریشه دار با قدمتی چند ده ساله. باشگاه هایی همچون: سپیدرود، آرارات، شاهین، ابومسلم، نساجی، ایرانجوان و شاهین بوشهر، استقلال اهواز و رشت. تیم هایی که از زیرین ترین بافت های اجتماعی و از دل مردم سر بیرون آوردند و با تکیه بر مقبولیت اجتماعی توانستند در قلب ها جاودانه شوند و با وجودی که اغلب شان حتا سال هاست که منحل شده یا غیرفعال اما همچنان نامشان لقلقه ی زبان مردم کوچه و بازار است تو گویی کسی نمی خواهد رفتن شان را باور کند.

حالا از میان خیل باشگاه های کاملن خصوصی و ریشه دار فوتبال ایران که همچنان نفسی ولو به سختی می کشند به انگشتان یک دست هم باقی نمانده است. ابومسلم و شاهین بوشهر به حکم دادگاه ورشکسته شده اند و پرونده شان برای همیشه بسته شده و بر روی خرابه هایشان تیم های فیکی ساخته اند به نام های نسل ابومسلم خراسان و شاهین شهرداری بوشهر! شاهین تهران و استقلال رشت برای همیشه حداقل در بخش فوتبال تعطیل شده اند و آرارات که دارد به شکر خدا دوباره تاتی تاتی می کند و راه می افتد.

حالا از میان باشگاه های به معنای مطلق خصوصی فوتبال ما یک ایرانجوان در جنوب مانده است و استقلالی که در اهواز مشغول کشیدن آخرین نفس هایش است و یک سپیدرود و نساجی در شمال و دیگر هیچ! خیلی به گزاف سخن نگفته ایم، اگر بگوییم نسل باشگاه داری خصوصی ما خیلی بیشتر از یوزپلنگ های مان در خطر انقراض نابودی است و چه خوب بود که فدراسیون فوتبال درکنار حمایت از یوزپلنگ ها از همین چهار پنج تیم کاملن خصوصی هم حمایت می کرد و دستی بر سر و گردنشان می کشید!

در اینجا می خواهیم شرایط شکل گیری و وضعیت مالی و درآمدی سپیدرود را از ابتدا تا امروز مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم تا ببینیم چگونه این باشگاه کاملن خصوصی توانسته از توفان حوادث جان سالم به در ببرد و آیا توان ادامه وضعیت به همین مپوال را خواهد داشت یا خیر؟

ظهور و شکل گیری سپیدرود از ابتدا تا امروز

سپیدرود در سال ۱۳۴۷ توسط خانواده صومی و شخص مرحوم غلامرضا صومی تاسیس شد و تا اواخر دهه ی شصت در اختیار این خانواده بود. سپس چند سالی به مالکیت خانواده مرحوم شعار قرار گرفت و پس از چند سال دست به دست شدن بیش از یک دهه به نجفی رسید و پس از آن در اختیار یک گروه مدیریتی به مدیرعاملی پورمحسن قرار گرفت و امروز هم که تا این لحظه فاقد مالک هست.

نوع و سیستم اداره ی این تیم از منظر اقتصادی به دلیل همان شکل مالکیتی اش که خانوادگی بوده درست به مانند وضعیت اقتصادی پدر یک خانواده در تلاطم بوده و گاه بالا و گاه رو به پایین در گذار بود این سپیدرود همیشه مظلوم و شوربختانه روزهای پایین نشینی اش بیشتر بوده تا بالانشینی.

در ابتدای شکل گیری اقتصاد سپیدرود به نوعی محفلی بوده و دارای یک گروه هیات امنا متشکل از بازاریان و ریش سپیدان و گاه کارخانه دارانی بود که بنابر ضرورت هفتگی و ماهانه دور هم جمع می شدند و بر مبنای کرم و وسع شان دست به جیب می شدند تا خرج سفر و لباس و پول توجیبی بازیکنان تامین شود. که البته بر مبنای نوع نگرش اقتصادی جامعه فوتبال در آن زمان معمولن بدون مشکل و حاشیه این تیم مردمی به راهش ادامه می داد.

واگذاری این تیم به خانواده شعار، مصادف شد با تغییر شکل و شمایل باشگاه داری در کشور و ظهور تیم هایی همچون کشاورز و بانک تجارت تهران و پلی اکریل اصفهان و … مرحوم شعار برای حفظ ساختار تیمش و عقب نماندن از غافله مجبور شد تا برای بازیکنان قرارداد و دستمزد معیین نماید و به فکر پیدا کردن منابع مالی باشد و البته که در این راه موفق نشد و در ابتدا با تکیه بر اندوخته مالی خانوادگی و در ادامه با فروش املاک به اداره سپیدرود مبادرت ورزید و در نهایت مجبور به زمین گذاشتن تیم محبوبش شد.
پس از چند بار دست به دست شدن سپیدرود در نهایت به خانواده نجفی رسید و مالکیت ۱۳ سال بر رودخروشان شمال. خانواده ای که شغل شان معدن داری بود و درکنارش به فعالیت های تجاری در عرصه فرهنگی و تفریحی هم می پرداختند. از آن سال های سپیدرود به دلیل فضای بسته ای که پیرامون تیم حکم فرما بود کمترین اطلاعاتی موجود است، اما آنچه که مسلم است تنها محل اعتبار مالی این باشگاه توسط مالک تامین می شد و در عوض بر مبنای متممی که در بودجه آن سال های کشور دیده شده بود صاحبان صنایع می توانستند بخش اعظم مالیات خود را به صورت مستقیم در ورزش سرمایه گذاری کنند و همچنین با کمک از نام سپیدرود بتوانند معادن بیشتری از اداره صنعت و معدن گیلان در اختیار داشته باشند و در نهایت کمک گرفتن از سپیدرود برای تبلیغ شرکت های زیر مجموعه دیگر بهره ای بود که مالک می توانست از سپیدرود ببرد.

از آنجایی که سپیدرود در طول بیش از دهه مالکیت نجفی به جز یک سال همیشه در لیگ دسته دوم حضور داشت و با بودجه ای بسیار محدود بسته می شد احتمالن دخل و خرج این تیم برای مالک ضررده نبوده و در یکی دو سال آخر که وضعیت اقتصادی جامعه دستخوش مشکلات شده بود نجفی تیم را به تربیت بدنی گیلان واگذار کرد تا سرنوشت سومین خانواده مالکیتی این تیم این گونه به پایان برسد.

در دوره حضور گروه مدیریتی پورمحسن شاهد اتفاقاتی متفاوت در اداره مالی این تیم ریشه دار بودیم. ابتدای کار با کمک گرفتن از یک کارخانه دار متمول به نام غلامی و خوردن از جیب وی کار شروع شد و در ادامه پس از پشیمان شدن وی از همراهی روش دست دراز کردن در پیش نهاد های دولتی و اجتماعی مانند شورای شهر و شهرداری و کمیته المپیک و استانداری مورد آزمایش قرار گرفت. سپیدرود در نهایت دست به دامان اداره صنایع شد تا با دراختیار گرفتن معدن شن و ماسه و واگذاری اش به پیمانکاری که نقش اسپانسر را بازی کرد توانست از فراموشخانه لیگ دسته دوم جان به در ببرد و به لیگ دسته اول صعود نماید.

اما بدهی های تلمبار شده از گذشته به یک طرف و گران شدن هزینه باشگاه داری در لیگ نیمه حرفه ای دسته اول از سوی دیگر مدیران این باشگاه را به فکر راه چاره انداخت. در نخستین اقدام دست به عقد قرارداد با شهرداری به عنوان اسپانسر اول و پیراهن این تیم به مبلغ نزدیک به یک میلیارد تومان بردند تا کمک گرفتن از این نهاد اجتماعی بعد از این نه به عنوان صدقه که شکل داد و ستد اقتصادی به خود بگیرد. شهرداری هزینه های جاری سپیدرود را بر مبنای امکاناتی که در اختیار داشت تامین می کرد و سپیدرود در عوض با تبلیغ پروژه های مورد نظر شهرداری بر روی پیراهن، بیلبوردهای شهری و داخل ورزشگاه و سایت رسمی و … برای شهرداری رشت اعتبار می خرید.

مدیران سپیدرود در کنار این حرکت برای پرداخت مبلغ قرارداد بازیکنان چند راه موازی دیگر را نیز پیش گرفتند؛ رونمایی از سامانه پیامکی هواداری، راه اندازی طرح کارت هواداری، رایزنی با نهاد های اجرایی برای در اختیار گرفتن امکانات اقتصادی آنها و مشارکت دادن برند سپیدرود در پروژه هایشان و همچنین واگذاری بخش هایی از سهام باشگاه به طرف های تجاری راهکارهایی بود که می توانست در دراز مدت آینده اقتصادی این تیم ریشه دار را بیمه نماید، اما بدهی های گذشته از یک سو و مشکلات مالی جاری باشگاه از سوی دیگر موجب شد تا روز به روز عرصه را بر بازیکنان و کادرفنی تنگ تر نماید و در نتیجه اعتصاب و بحران مدیریتی ادامه کار را بر همه تنگ کرد و آنچه در این میان ضربه ی بیشتری خورد عقیم شدن طرح های اقتصادی بود؛ چرا که همه می دانند سرمایه و سرمایه دار از ناامنی و بحران فرار می کند و تنها در آرامش است که می توان بستر سرمایه گذاری را فراهم کرد.

سپیدرود بعد از این بحران دوباره به روش سال گذشته مشغول نفس کشیدن است و با دست دراز کردن پیش این سرمایه دار و آن خییر روزگار می گذراند. حالا یکی از چند تیم خصوصی باقی مانده فوتبال ایران به طرز معجزه واری بر قله لیگ یک تکیه زده اما دورنمای اقتصادی اش خالی تر از همیشه است.

سقوط و ورشکستگی سپیدرود به عنوان آخرین بازمانده های دوران فوتبال خصوصی این پیام را می تواند داشته باشد در فوتبالی که باشگاه ها نمی توانند مستقیم بلیط بفروشند، حق کپی رایت فرپش پیراهن و لوازم جانبی را نمی توانند داشته باشند، حق پخش تلویزیونی که نمی گیرند هیچ باید برای پخش هر بازی به صدا و سیما پول پرداخت نمایند، درآمد آگهی های دور زمین ورزشگاه های شان مال خودشان نیست و تقریبن تمام راه های درآمد زایی شان بسته هست باید بساط فوتبال خصوصی را برای همیشه جمع کرد و تنها و تنها در هنگام آمدن بازرسان ای اف سی دست به سند سازی زد و بس!

آری داستان ادامه ی حیات تیم های خصوصی و مردم نهادی به مانند سپیدرود به مانند شنای مرغابی ها در دریاچه ی درحال یخ زدن است که هر روز شعاع یخ زدگی گسترده تر می شود و نهایت یا موجب مرگ پرنده خواهد شد و یا پرواز و کوچ از دریاچه ی یخ زده، راه دیگری سراغ دارید؟

مجله اینترنتی ناجه/ نگاهی به وضعیت مالی سپیدرود از آغاز تاکنون: شنا در دریاچه ی یخ زده
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

7 دیدگاه ارسال شده است

  • آرین گفت:

    دیگه مسخرشو در آوردن این مسعولان با این سرمایه گذارپیدا کردنشون یعنی هیچ عروس خانونی هنوززززز بععععله نگفت یا آقایون دلشون نمیاد تیم رو بدن به کسی. لیگ داره تموم میشه مثلا میخوان واستن ببینن آیا سپیدرود به لیگ برتر صعود میکنه که بعد بیان جلو خب اونجوری که هر ننه قمر پولداری میاد جلو اونم با منت و از خداش باید باشه مهم الانه با این شرایط تیم که دارن دست و پا میزنن تو بی پولی

  • آرین گفت:

    دیگه مسخرشو در آوردن این مسعولان با این سرمایه گذارپیدا کردنشون یعنی هیچ عروس خانومی هنوززززز بععععله نگفت یا آقایون دلشون نمیاد تیم رو بدن به کسی. لیگ داره تموم میشه مثلا میخوان واستن ببینن آیا سپیدرود به لیگ برتر صعود میکنه که بعد بیان جلو خب اونجوری که هر ننه قمر پولداری میاد جلو اونم با منت و از خداش باید باشه مهم الانه با این شرایط تیم که دارن دست و پا میزنن تو بی پولی

  • آبرار گفت:

    مایلی غشی خخخخخخخخخخخخخخخخخ…انه زلی یعنی دلقک و ویلا…خخخخخخخخخخ

  • محمود گفت:

    اقا چی شد قرار بود تا آخر هفته قبل تکلیف مشخص شه پس چی شد گفتن دلیران پارس داره میگیره که خبری نیست.مرده شور روابط عمومی ورزش جوانان ببره با این اطلاع رسانی.ملت رو گیر اوردن

  • صدر گفت:

    اخربن خبر اینکه خریدار جدید وا داده سپیدرود اگر صاحب داشت اگر مدیر عامل داشت اگر مدیر فنی داشت این اقای نظرمحمدی نمی تونیست این قدر ترکیب تیم دستکاری بکنه. اگر ان دو امتیاز روی لجاجت ایشان از دست نمیدادیم

  • پدرام گفت:

    تا صعود به لیگ برتر خریدار پیشکش حداقل پولی فراهم بشه کارت بازیکن های خریداری شده صادر بشه.حالا ما هیچی اونا فوتبالشون نابود شد که!همه نگران عالیشاه و نوراللهی هستن که بخاطر ندونم کاری فدراسیون و تراکتور نیم فصل بدون بازی موندند ولی یه نفر راجع به دو تا بازیکن جدید تیم ما که پوسیدند و کارت بازیشون صادر نشده صحبت کرد؟!اون وهابی فقط بلده به مدل موی کعبی گیر بده!

  • مجتبی گفت:

    سلام ما که نفهمیدیم ملاک سپیدرود کیه حداقل بفهمیم صاحب این تیم کیه هر روز یه صاحبی پیدا میکنه مگه هیعت فوتبال گیلان ملاک نیست پس چرا مثل ادم تیمو واگذار نمیکنه