مربیانی که مربیگری را زیر سؤال می برند!

ایران ورزشی / آرمن ساروخانیان

خوشبختانه باشگاه سپیدرود مثل ماشین‌سازی نسبت به جدایی سرمربی اش بی تفاوت نبود و از پاشازاده بابت رعایت نکردن قراردادش شکایت کرده است.

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدروددیروز فوتبال ایران روزی عجیب و شاید تاریخی را پشت سر گذاشت. سه تیم پایین جدولی لیگ برتر سرمربیان جدیدی انتخاب کردند و نکته اینجاست که تمام مربیان شاغل بودند و با رها کردن تیم‌‌شان به تیم جدید پیوستند.

در فاصله شش هفته به پایان لیگ نوزدهم مهاجری از ماشین‌سازی به گل‌گهر رفت، پاشازاده از سپیدرود در لیگ یک به شاهین بوشهر پیوست و افاضلی با رها کردن پارس جنوبی جم قرار است روی نیمکت ماشین‌سازی بنشیند.

چنین رفتاری که در فوتبال ایران به تدریج باب می‌شود در نقطه مقابل تعهد و مسئولیت‌پذیری است که از مربیان انتظار داریم به آن پایبند باشند. مهاجری پس از حضور در نساجی و ماشین‌سازی تصمیم گرفته سومین نیمکت مربیگری در لیگ نوزدهم را تجربه کند.

او تنها دو بازی روی نیمکت تیم تبریزی نشست و پس از دو شکست این تیم را رها کرد تا به سیرجان برود. در واقع مدیران گل‌گهر مأموریت نجات تیم‌شان از سقوط را به کسی سپرده‌اند که در دو تیم قبلی نتیجه نگرفته و مهم‌تر از آن به قراردادش هم وفادار نبوده.

مگر شرایط گل‌گهر چه تفاوتی با ماشین‌سازی دارد که این مربی حاضر شده اولی را برای دومی رها کند؟ اگر قرار باشد که تمام مربیان با دریافت اولین پیشنهاد که از قرارداد فعلی‌شان کمی بهتر است به تیم جدید بروند، چه فاجعه‌ای در انتظار فوتبال و لیگ خواهد بود؟

قانون بازیکنان را از حضور در سه تیم مختلف در یک فصل بر حذر داشته و مهم‌ترین دلیلش جلوگیری از تخلفات احتمالی این جابه‌جایی‌های پرشمار است. برای مربیان چنین محدودیتی وجود ندارد، ولی اگر این رویه باب شود، لازم است که سازمان لیگ برای آن فکری کند و جلوی چنین رفتاری را بگیرد.

هومن افاضلی هم با رفتن به ماشین‌سازی تمام جملات زیبایی که در روزهای گذشته به زبان آورده بود را زیر سؤال می‌برد. او در هفته‌ منتهی به بازی با استقلال که رکورد مصاحبه را شکست بارها از تعهدش به پارس جنوبی گفت، ولی ناگهان این تیم را رها کرد تا به ماشین‌سازی برود.

مورد پاشازاده هم جالب است که فصل را در لیگ دو با شهرداری بندر ماهشهر شروع کرد و به تازگی در لیگ یک مأموریت نجات سپیدرود از سقوط را به عهده گرفته بود. او که در این سال‌ها با مثال‌هایی از فوتبال حرفه‌ای آلمان منتقدی دائمی برای مربیان استقلال بوده، تیم رشتی را فقط پس از دو بازی تنها گذاشت تا به بوشهر برود و این بار مأموریت نجات شاهین در لیگ برتر را به عهده بگیرد.

قطعاً مربیگری در لیگ برتر از نظر درآمد و توجه رسانه‌ای نسبت به لیگ یک جذاب‌تر است، ولی نه به این بها که با اولین پیشنهاد تیم در حال سقوط را رها کنید. پاشازاده قطعاً خودش هم تأیید خواهد کرد که چنین رفتاری در فوتبال اروپا و آلمان مورد قبول نخواهد بود و تصویر خوبی از یک مربی نمی‌سازد.

خوشبختانه باشگاه سپیدرود مثل ماشین‌سازی نسبت به جدایی سرمربی اش بی تفاوت نبود و از پاشازاده بابت رعایت نکردن قراردادش شکایت کرده است.

در صورتی که فدراسیون برخورد قاطع و سختگیرانه‌ای با این عهدشکنی‌ها داشته باشد، از تکرار آن در سال های آینده جلوگیری خواهد شد.

چنین رفتاری از نظر فنی هم کاملاً زیر سؤال است و علامت سؤال بزرگی در برابر کارآیی آنها قرار می‌دهد. مربیان دائماً تأکید می‌کنند که برای اجرای ایده های شان نیاز به زمان دارند.

باید از مربیانی که به این سرعت تیم عوض می‌کنند پرسید که در این مدت کوتاه قرار است چه تحولی بوجود آورند؟