وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

نگاه روز – صعود با تک ماده

علی رضا مویدی فر

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – نمی دانم هنوز هست یا نه؟ اما زمانی که ما دانش آموز بودیم، قانونی بنام “تک ماده” وجود داشت که بر اساس آن، دانش آموزانی که تنها در یک درس تجدید شده بودند، با استفاده از آن قانون، از مردودی رها شده و به پایه بالاتر می رفتند.

حال و هوای تیم های پرهوادار رشتی، این روزها، بی شباهت به وضعیت مذکور نیست. داماشی ها چشم به خرید امتیاز یا ادغام یا انصراف تیم های لیگ یکی دارند تا از پس فاجعه داوری مسابقه پلی آف لیگ دو، راهی به لیگ یک بیابند.

سپیدرودی ها هم با اتفاقات رخ داده اخیر، بی میل نیستند که با حدف تیم نفت مسجدسلیمان، در حضور لیگ برتری شان هت تریک کنند. اینکه چقدر این افق ها واقعی یا خیالی باشد، بحث دیگری است.

اما نکته مهم تر، در پتانسیل موجود این دو تیم، برای حضور در لیگ های بالاتر است‌. لیگ هایی که در آنها، تفاوت توانمندی، به ویژه به لحاظ مالی، بارز و بیدادگر است. در چنین فضایی، و درحالی که این دو تیم، بجای جذب نیروهای قابل، در حال از دست دادن موجودی های فعلی خود هستند و راهبرد مشخصی هم برای ادامه مسیر ندارند، ذوق کردن از صعود یا عدم سقوط شان در لیگ های سراسری، خانه ساختن بر روی آب است.

درب تفکر هدایتگر این تیم ها، هنوز بر همان پاشنه قدیم میچرخد. داماش فعلا سرگرم تمجیدها و تقدیرها و دلجویی ها بخاطر رخدادهای پایان فصل گذشته است و سپیدرود همچنان از بی سروسامانی مینالد و مدیر مستعفی اش، درکمال حیرت، پس از انصراف نامه نوشتن و خداحافظی، کادر فنی تعیین می کند و مالک مستعفی اش، انگار بعد گذشت چند ماه، هنوز مالک است و سایه اش در تصمیم گیری های باشگاه احساس می شود.

در این شرایط، تیم ها صعود بکنند که چه بشود؟ آیا با بازگشت سپیدرود به لیگ برتر و صعود داماش به لیگ یک، همه مشکلات این دو باشگاه مرتفع خواهد شد؟

داماش در پس گذر از ناملایمات، جای محکمی در لیگ یک خواهد یافت و سپیدرود از رخدادهای فصل پیش درس گرفته و کمربند بقا را از همان ابتدا محکم می بندد؟

صادقانه بگویم، چشمم آب نمی خورد. خانه از پای بست ویران است و تا طرحی نو در ساختار باشگاهداری گیلان و رشت، مبتنی بر یک چشم انداز روشن و هدف مشخص، درانداخته نشود، این صعودها و بقا ها، مسکّن هایی موقتی هستند تا هواداران، دلشوره هایشان را یک فصل به تاخیر بیاندازند و اندکی بیشتر با تیم های شان عشق کنند.

می دانم و می دانید که این تک ماده زدن ها (با فرض امکان)، دردی از فوتبال گیلان دوا نمی کند. کاش مطالبات مان از مدیران ارشد و باشگاهی فوتبال گیلان، بیشتر از مطالبه صعود به سطوح بالاتر باشگاهی باشد.

نه اینکه صعود یا بقا به خودی خود بد است، اما دست و دلی که بلرزد و زیر پایی که سست باشد، یادآور خاطره صعود و سقوط های آسانسوری است. خاطراتی که جلوه ای روشن در فوتبال باشگاهی گیلان در دهه های ۷۰ و ۸۰ خورشیدی داشتند. آسانسورهایی که خالی می آمدند و خالی تر می رفتند.

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.