وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۱۰)/ سیاه نمایی یا واقعیت؛ ماجرای جنگ زرگری هیات فوتبال

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودسپیدرود نه در ۲۶ اردی بهشت که از مدت ها پیش از آغاز فصل سقوط کرده بود. از همان زمان که هیات فوتبال و اداره و کل ورزش و سیاسیون شهر برای رسیدن به نان و نوایی بیشتر جنگ حیدری نعمتی راه انداختند و عزیز دردانه رشتی ها را به گروگان گرفتند و بلایی بر سر این تیم آوردند که امروز به جز آه و افسوس و حسرت کار دیگری از دست مان بر نیاید به جز آنکه بگوییم ما خیلی وقت پیش هشدار داده بودیم و گوش شنوایی نبود!

این یادداشت در تاریخ ۱۸ امرداد ۹۷ در اوج جنگ فرسایشی مالکیت در سایت سپیدرود منتشر شده بود که بار دیگر شما را به خواندن ان دعوت می کنیم:

سیاه نمایی یا واقعیت؛ ماجرای جنگ زرگری هیات فوتبال

این ها سیاه نمایی نیست تبیین واقعیت عریانی است که فرا روی همگان  قرار دارد. آن که سیه را سپید می نماید سیاه نما و سیه روی است.

انتشار خبر محصور شدن ۵.۵ ساعته بازیکنان و کادر فنی سپیدرود در هتل به علت عدم توانایی در تسویه هزینه های هتل و متعاقبا ورود قهرمانانه هیات فوتبال و اداره ورزش و همکاری یک عضو شورا در تادیه دیون بیست و چند میلیونی هزینه هتل، بشدت تاثر آور است که این همه بی مبالاتی در نظام تصمیم گیری ورزش و هیات فوتبال و تخریب شخصیت باشگاه سپیدرود ریشه در چه رویکرد مدیریتی دارد؟

اداره ورزش و جوانان و هیات فوتبال براساس کدام تحلیل چنین سرنوشت شومی را برای سپیدرود رقم زده اند؟ آیا اگر کسی از وضعیت رقت بار کنونی انتقاد کند سیاه نماست یا واقع گرا؟

اداره ورزش و هیات فوتبال دو ماه سپیدرود را درگیر مسایل پیش پا افتاده مالکیتی کردند. باشگاهی که با هر اشکال قابل قبول یا هوچی گرانه در مسیر طبیعی فعالیت خود قرار داشت با مداخلات غیر قانونی و ایجاد یک جنگ فرسایشی، به وضعیت بن بست کنونی رساندند. تصویری که اداره ورزش و هیات فوتبال از آقای نوین مالک سپیدرود گیلان برای مسئولان استان و هواداران و رسانه ها ساختند، یک فرد متمول و دارا و مدیری توانا بود.

در راستای همین ذهنیت سازی مثبت از آقای نوین برای افکار عمومی، تن زاده را خلع کردند. تعدادی از هواداران را برای تجمعات سریالی بسیج کردند. در برابر حکم توقف منع رای داوری ایستادند. امتیاز باشگاه سپیدرود را غیر قانونی به نام نوین صادر کردند. نوین را به عنوان مالک به رسمیت شناختند.

سپیدرود نوین را نماینده فوتبال گیلان معرفی کردند و قراردادها را به صورت غیرقانونی ثبت نمودند و تصویری هیولایی از تن زاده ساختند و نتیجه این همه مداخلات این شد که سپیدرود در دو بازی ابتدایی لیگ ۹ گل از سایپا و سپیدرود دریافت کند و در بازی با سپاهان حاشیه ها ایجاد شود و تیم برای تمرین به تهران برود و در نهایت هم به علت نداشتن پول هتل، کارت بازی بازیکنان گروگان هتل گردد و به همین راحتی آبروی یک استان ابزار بازی آقایان شود.

پرسشی که وجود دارد این است آیا این نوع تصمیم گیری از مصادیق تصمیمات فسادآور نیست؟ چه نهادی باید به این نوع تصمیمات مفسده انگیز رسیدگی کند؟ چه کسی به اداره ورزش و هیات فوتبال اجازه داده است که طی یک سال ۵ بار مالکیت سپیدرود را جا به جا کند؟ اگر یک مستاجری در یک سال ۵ بار خانه خود را جا به جا کند حتی اگر کلیه لوازم خانه اش هم برند خارجی باشد، می شود اطمینان داشت ۳۰ درصد وسایل سالم است؟

آیا مفهوم و ماهیت ۵ بار تغییر مالکیت در یک سال برای اداره ورزش و هیئت فوتبال قابل درک هست یا خیر؟ آیا هیچ عقل سلیمی چنین برخوردی با یک باشگاه خصوصی را می پذیرد؟ آیا با چنین منطقی می خواهند به فوتبال گیلان کمک کنند؟ آیا اصولا چننی سیستمی می تواند اثبات کند که صلاحیت تصمیم گیری و سیاست گذاری راجع به فوتبال را دارد؟

فدراسیون فوتبال، کمیته اخلاق، کمیته انضباطی و حقوقی فدراسیون، چرا هیچ گونه کنشی از خود بروز نمی دهند؟ سیاست های بی ثبات سازی باشگاه سپیدرود از سوی اداره ورزش و جوانان و هیئات فوتبال تاه چه زمانی ادامه خواهد داشت؟

مرحوم دکتر علی شریعتی داستانی نقل می کند که بی مناسبت با این روزهای ورزش گیلان نیست.

<< در مزینان فردی ظاهرا ذی صلاحی به نام قوچعلی، روزی به عموی من که خیلی به خروس علاقه داشت می‌گوید در بهمن آباد، جوجه خروس های خوب و چاق را دانه ای پنج تومان می فروشند.

عموی من با ناباوری می‌گوید چه طور چنین چیزی امکان دارد، در مزینان جوجه خروس ده تومان است. قوچعلی پاسخ می‌دهد شما پولش را بدهید، من آن را تهیه می‌کنم. عموی من پنجاه تومان می‌دهد و قوچعلی یک ساعته ده خروس چاق و چله به او تحویل می‌دهد و عمو خوشحال از این حادثه که پنجاه تومان نفع کرده و خروس ارزان خریده است!

از این ماجرا دو، سه ماهی می‌گذرد تا این که دایی حسین از آبادی بهمن آباد برای دیدن عموی من به مزینان آمد. این خویش، ضمن صحبت می گوید راستی والده بچه ها چند ماه قبل، مرغی را خواباند و نذر کرد از این تخم مرغ ها هر چه خروس درآمد به شما هدیه کند و از شانس شما ده عدد آن خروس درآمد و چندی قبل که قوچعلی به بهمن‌آباد آمد، آن ها را به قوچعلی داد تا به شما بدهد!

در این اثنا ناگهان قوچعلی سرزده و بی خبر وارد می‌شود و می بیند صاحب خروس ها در کنار آقا نشسته است. با هوشیاری استعماری خود، بلافاصله با حالت آشفتگی و با لحن مسلسل وار بریده بریده و هیجانی فریاد می‌زند:

آقا ، آقا، در صحرا سر آب کُشت و کُشتار شده. توی قلعه محشری است، بازار به هم ریخته، کلب حسن و کلب تقی پسر حاج غلام راغارت کرده‌اند. خانه مشهدی علی را آتش زدند، مزینان زیر و رو شده، یا الله آقا، بلند شوید. توی بازار قیامت است، چه نشسته‌اید؟! “

عموی من می گفت: ما با همان لباس زیر، وحشت زده بیرون رفتیم و خودمان را به بازار رساندیم. دیدیم در بازار یکی دو نفر نشسته‌اند و بی خیال دارند چپق می‌کشند! و توی ده پرنده پر نمی‌زند. سرمان را برگرداندیم تا بپرسیم چه شده، دیدیم قوچعلی نیست، غیبش زده. یعنی زده به چاک! از ده رفت و تا یک ماه بازنگشت!

چون می‌خواست مسأله خروس مطرح نشود، می‌گوید: جنگ است،خون راه افتاده، بیایید بیرون، جلوی خون را بگیرید! با این ترفند و داد و هوار مسأله خروس را مجهول نگه می‌دارد و همه رامعطل می‌کند، به یک جنگ زرگری، به یک جنگ دروغین می‌کشد، یکجبهه فرعیدر کنارجبهه اصلیدرست می‌کند، مدتی ذهن ها مشغول می‌شوند. >>

این ترفند جنگ زرگری همیشه وجود داشته است! هیات فوتبال با همکاری اداره ورزش و جوانان و عده ای هوادارنمای رانت خوار و وابسته، برای این که افکار مسئولان و هواداران را از بی تدبیری ها و ضعف های اساسی خود منحرف کند، هر روز یک جبهه جنگ فرعی باز می‌کند تا با مشغول کردن هواداران به این جنگ های زرگری مانع پرداختن نخبگان و مردم به مسایل اصلی فوتبال و به ویژه سپیدرود شوند!

باید هشدار داد که زنگ های سقوط سپیدرود به صدا در آمده است و هیچ کس جز اداره ورزش و هیات فوتبال مسبب بدبختی های کنونی سپیدرود نیست. باید پاسخ دهند چرا اجازه ندادند تن زاده به کار خود ادامه دهد؟

باید بگویند سود آنان از تهاجم مکرر به مالکیت بخش خصوصی سپیدرود و تضعیف ساختار سازمانی و انسانی و سرمایه اجتماعی آن چیست؟ باید بگویند چرا دست از سر سپیدرود بر نمی دارند؟

وقتی به طور مکرر در انتخاب مالک باشگاه سپیدرود اشتباه می کنند نمی توانند مدعی صلاحیت تصمیم گیری باشند. نهادی که در عرض یکسال ۵ بار متوالی تصمیم غلط می گیرد نمی تواند در مقام مدعی ظاهر شود و امر و نهی نماید؟ براستی اداره ورزش و جوانان و هیات فوتبال تا کی می خواهند به این بازی تغییر مکرر مالکیت سپیدرود ادامه دهند؟

خانم ها و آقایان محترم! و هوادارانی که از احساسات پاک شان به طور مستمر سوء استفاده می شود بدانند که سپیدرود نه برای بقا در لیگ بلکه برای سقوط آماده می شود.

وعده های تهی و رجز خوانی های خالی و در مقام مدعی ظاهر شدن و توپ را به زمین دیگری انداختن، راهکار مناسبی برای برخورد با مشکلات عمیق سپیدرود نیست.

فوتبال یک صنعت حساس است و مسابقات لیگ برتر اوج رقابت های فنی، علمی، روحی و روانی، لجستیکی و مدیریتی است اما می توان از عمق جان  فریاد آورد و پرسید سپیدرود کنونی با چه رهیافتی می تواند در این مسیر سخت موفق شود؟

آورده مدعیان برای سپیدرودی که سازمان و تشکیلات و مدیریت و اعتبار داشت چیزی جز تخریب، تجمع ، تغییر مالکیت، بی پولی، بی اعتمادی و درگیری نبوده است.

لطفا ادامه ندهید و اجازه دهید سپیدرود بدست هواداران عاشق و آنانی که درک درستی از سیاست گذاری و هدف گذاری و برنامه ریزی در ورزش دارند، اداره شود.

این ها سیاه نمایی نیست تبیین واقعیت عریانی است که فرا روی همگان  قرار دارد. آن که سیه را سپید می نماید سیاه نما و سیه روی است.

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − دو =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

1 دیدگاه ارسال شده است

  • Amir m گفت:

    سپیدرود نیازمند یک جراحی جدی و اساسی است و باید توسط مدیرانش سال سقوط به درستی تحلیل شود ، صرفا جمع کردن تیم برای لیگ یک چاره کار نیست ما باید از این سقوط درس های قشنگی بگیریم … ، درس هایی برای ماندن و درس هایی برای سقوط نکردن ، ما باختیم تا نباختن را یاد بگیریم ، ما بی تعصب بودیم در بازی های خانگی و یاد باید بگیریم با غیرت شویم ، ما استادیوم عضدی را به راحتی دادیم تا سپیدرود سقوط کند ، سپیدرود در ابتدای راه باید به عضدی برگردد ، به لانه عقاب ها ، به هویت و اصالتش سپس باید برای صعود تیم بست ، جدالی سنگین برای بالا رفتن ، سقوط نکردن از لیگ‌برتر پروژه ای بود که ناتوانی ما را از بدست آوردن کلید زد اما حالا ما باید توان باشیم برای رفتن بنابراین اسباب بزرگی در سطح اول فوتبال کشور را باید مهیا کنیم