وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

گفتگو با پسر یاغی سپیدرود/ یعقوب زاده: در مسابقه برابر سپیدرود پاهایم می لرزید!

گفتگو از معین نورزوی / قسمت نخست

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود اردی پسریاغی سرخپوشان شهر باران که به خاطر سپیدرود برای همیشه فوتبال را کنار گذاشت اردشیر مالدینی لقب اردشیر یعقوب زاده جوان تکنیکی پا به توپ و در عین حال یاغی و بی پروای تیم اول شهر رشت بود که باید وی را در سرلیست ناکامان فوتبال گیلان قرار دهیم، چراکه او در سن ۲۷ سالگی علی رغم شایستگی به خاطر تیم محبوبش سپیدرود قوتبال را برای همیشه کنار گذاشت.

حاج ابراهیم یعقوب زاده هوادار قدیمی و از حلقه نخست تشکیل دهندگان سپیدرود در کنار مرحوم غلامرضا صومی و عضو اولین هیات مدیره باشگاه سپیدرود بود و همیشه دست تنها پسر خود را می گرفت و با خود برای تماشای بازی تیم محبوب خود به استادیوم می برد.

آرزوی حاج ابراهیم این بود که اردشیر روزی در سپیدرود بازی کند و آرزوی حاج ابراهیم در سال ۵۸ محقق شد و اردشیردر همان سال به تیم نونهالان و سپس به نوجوانان سپیدرود و پس از به تیم جوانان سپیدرود پیوست و چنان لیاقتی از خودش نشان داد که بلافاصله به تیم ملی جوانان ایران دعوت شد.

احمد صومی سرمربی وقت سپیدرود اردشیر ۱۶ ساله را به تیم بزرگسالان دعوت کرد و بلافاصله این جوان بازیکن فیکس تیم شد. اردشیر در سن ۲۰ سالگی به تیم منتخب گیلان دعوت شد و در کنار بزرگانی همچون مرحوم سیروس قایقران، رسول حقدوست، نادر عزت الهی، شادروان فرخ جهانی، شادروان مهرداد هوشنگی و حسین مشکین زر شاگرد بهمن صالح نیا شد تا بازی در لیگ پر طرفدار قدس را هم تجربه کند.

خانواده یعقوب زاده فوتبالی تر از آن بودند که فقط پدر عضو هیات مدیره باشد و پسر بازیکن و چندی بعد مرحوم مهرداد هوشنگی یکی از اسطوره های تاریخ باشگاه سپیدرود به عنوان داماد عضوی از این خانواده صد در صد فوتبالی شد تا همزمان اردشیر و مرحوم هوشنگی در تیم منتخب استان و سپیدرود هم بازی شوند.

اردشیر یعقوب زاده در پست دفاع راست و چپ آنقدر از خودش شاسیتگی و لیاقت نشان داد که مربیان هم در سپیدرود و هم منتخب گیلان مجبور شدند بازیکنان قدیمی و به نام خود را در خیلی مواقع نیمکت نشین کنند تا اردی جوان و ماجراجو فیکس تیم خود بشود و از هواداران لقب اردشیر مالدینی را هدیه بگیرد.

در زیر گفتگوی سایت رسمی باشگاه سپیدرود را با اردشیر یعقوب زاده مشاهده می کنید که حاصل چندین ساعت همنشینی و هم صحبتی با یکی از اعضای خانواده حلقه نخست تشکیل دهندگان باشگاه سپیدرود رشت می باشد.

اردشیر خان لطفا خودت را کامل برای خوانندگان ما معرفی کنید:

اردشیر یعقوب زاده هستم متولد ۱۶ اسفند ۱۳۴۴ فوتبال خودم را از سال ۵۸ شروع کردم ودر سال ۷۲ در سن ۲۸ سالگی تمام کردم. در تیم های نوجوانان، جوانان و بزرگسالان گیلان، سپیدرود، استقلال رشت، ملوان و تیم ملی جوانان ایران بازی کردم.

– از سال ۶۲ در تیم بزرگسالان سپیدرود حضور داشتید و چرا سال ۶۷ با مهرزاد نوغانی به تیم استقلال رشت تیم رقیب سپیدرود پیوستی؟

سال ۶۷ ما با مهندس بیژن شعار به یک سری اختلاف نظر برخوردیم و من بیشتر به خاطر دوستانم و اثبات توانایی های خودم به مدت یک سال از سپیدرود جدا شدم و به استقلال رشت رفتم و شاگرد مجید جهانپور شدم.

-پس از حضورت در استقلال رشت برخورد هوادران سپیدرود با تو چطور بود؟

چرا خیلی ناراحت بودن بابت رفتم و همش به من اصرار میکردن که برگردم و من هم خیلی زود برگشتم.

-اردشیر خان از زمان حضورت در استقلال رشت خاطره ای داری؟

اره بازی با سپیدرود خیلی به مجید جهانپور اصرار کردم که نمی خوام جلو سپیدرود بازی کنم اما آقا مجید اصرار داشت که من بازی کنم به اصرار آقای جهانپور رفتم تو زمین اما وقتی پام گذاشتم تو زمین هوادارهای سپیدرود شروع کردن به تشویق کردن من و یک صدا شعار می دادن اردشیر قرمزته دوستت داریم! نمی تونستم بازی کنم پاهام می لرزید از دقیقه ۵ به مجیدخان گفتم تعویضم کن تا دقیقه ۲۰ به زور تو زمین موندم دقیقه ۲۰ پیراهن خودم درآوردم و از زمین اومدم بیرون که این کار باعث ناراحتی آقای جهانپور از من شد.

– سال ۶۸  برگشتی به سپیدرود و سال ۷۱ موفق شدی به همراه سپیدرود صعود کنی به لیگ دسته اول در سطح نخست فوتبال ایران، اما دوباره سال ۷۲ از سپیدرود جدا شدی!

دقیقا سال ۶۸ برگشتم به سپیدرود و دوباره در تیم محبوبم بازی کردم ۱۴ اسفند سال ۱۳۷۱ اون اتفاق تلخ برای خانواده من رقم خورد و دامادم مهرداد هوشنگی که به مدت شش ماه براثر تصادف در کما بود فوت کرد و این اتفاق باعث شد که من از نظر روحی و روانی خیلی به هم بریزم.

دلیلش هم این بود که مهرداد هوشنگی علاوه بر این که داماد من بود از گذشته دوست صمیمی من و برادر بزرگ من هم محسوب می شد نه تنها من بلکه کل خانواده من از نظر روحی و روانی تحت تاثیر فوت مهرداد قرار گرفتند مهرداد از بین ما رفته بود و از اون یک پسر و یک دختر به یادگار مانده بود.

حاج ابراهیم دیگه نتونست تو هیات مدیره سپیدرود ادامه همکاری بده من هم با مربی تیم و مرحوم بیژن شعار مالک تیم به اختلاف نظر برخوردم خیلی دوست داشتم تو سپیدرود بمونم ولی انگار یه دستی داشت من برای همیشه از فوتبال دور می کرد باشگاه ملوان سخت خواهان جذب من بود من هم به خاطر نا ملایماتی هایی که دیده بودم تصمیم گرفتم که دیگه تو رشت فوتبال نکنم با دلخوری رفتم ملوان و قرارداد سه ساله امضا کردم.

چند وقت بعد فریدون عسگرزاده شد سرمربی سپیدرود و از من خواست که برگردم به سپیدرود اما دیگه دیر شده بود و ملوان اجازه برگشت من رو نمی داد من هم به صورت شفاهی به مسئولان وقت ملوان اعلام کردم که به هیچ وجه حاضر نیستم در طی مدت زمانی که در ملوان هستم جلوی تیم محبوبم سپیدرود بازی کنم خیلی ناراحت و دلخور بودم از دست کسانی که باعث شده بودند از سپیدرود جدا شوم.

-اردشیر خان سقف قرارداد تیم سپیدرود در اون سال چقدر بود؟

سیصد هزار تومان

سقف قرارداد ملوان چطور؟

هشتصد هزار تومان!

یعنی به خاطر پول رفنتی ملوان؟

خدای من شاهد نه اصلا پول مهم نبود پدر من یکی از لوازم یدکی فروشان مطرح رشت بودند من احتیاجی به پول نداشتم گفتم که مرحوم شعار با من لج کرده بود من حتی بابت  حضورم در ملوان ۴۰۰ هزار تومان بیشتر نگرفته بودم.

(ادامه دارد …)

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

1 دیدگاه ارسال شده است

  • آرمان گفت:

    عجب مصاحبه خاطره انگیزی ، عجب تیمی بودیم ، به هیچ تیمی باج نمی دادیم ، چی بودیم چی شدیم .
    یادش بخیر .
    از مصاحبه خوب شما ممنونم واقعاً نوستالوژی بود.