وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

بازنشر/ عقده های روانی و تاثیر آن در شناخت ماهیت پیچیده انسان – بخش دوم

مهندس کیوان بهمنش

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – چند صباحی قبل به یک دروه آموزشی دعوت شدم در خصوص بازآموزی رفتار سازمانی برای مدیران پروژه .یکی از کارگاه های جالبی که در این دوره توسط دوست خوبم دکتر امین شریفی اجرا شد به کنکاش در موضوع عقده های روانی و تاثیر آن در شناخت ماهیت پیچیده انسان میپرداخت .که ضمن پوزش از دوستان سعی میکنم خلاصه ای از این کارگاه رو با دوستان خوب این گروه به اشتراک گذارم.

هنگام سفر به دالا ن هزار توی «ماهیت آدمی» هیجان انگیزترین زمان، لحظه های مواجهه با عقده های درونی انسان است. لحظه هایی که بارقه های امید و نومیدی نسبت به مقام آدمی توامان درخشش می کنند. در این لحظه هاست که گیج و منگ به قضاوت کوچکی یا برعکس عظمت و پیچیدگی مفهوم شگرف«انسان» می نشینیم. سرزمین عقده های درونی که ترجمان تنهایی ها و دغدغه ها و التهاب ها و نگرانی ها و مخفی کاری های همه ماست، قلمرو نابی است برای شناخت ماهیت پیچیده انسان…

چهار عملکرد اصلی وجود دارد که مستقیما در تغییر شکل عقده ها دخیل هستند:

۱- اعتلا: در اثر این عملکرد، عقده به قلمرویی انتقال می یابد که از لحاظ اجتماعی یا معنوی مقبول باشد و برای «من» انسان به صورت یک فعالیت حاوی رغبت یا علا قه و حتی ارزش (اجتماعی، اخلا قی، معنوی یا زیباشناسی) درمی آید.

برای مثال اگر عقده ویرانگری بر نیاز به ویران ساختن، شکستن و خرد کردن اشیا مسلط شود به صورت تخصص در مواد منفجره، معادن، ساخت یا آزمایش ماشین های خراب کننده و کاربرد ابزارهای ویژه انهدام و خرد کردن اعتلا  می یابد. اما اگر همان عقده بر نیاز به آزارگری مبنی بر کشتن، شکم دراندن، سوراخ کردن، تکه تکه کردن، خونریزی و غیره سلطه یابد، اعتلا های اجتماعی متعددی امکان بروز می یابند که از مامور اعدام تا قصابی و حتی تخصص در جراحی یا پزشک قانونی را دربرمی گیرد.

عقده خودنمایی مثال دیگری است. عقده خودنمایی (نشان دادن خود، به نمایش گذاشتن خود و بدن، جلب توجه دیگران، ایفای یک نقش در برابر دیگران، خود را مورد تحسین قراردادن و…) از لحاظ اجتماعی کلیه فعالیت های مربوط به صحنه، صفحه تلویزیون، بساط و تریبون و موارد مشابه را در بر می گیرد; از نقش یک فروشنده دوره گرد گرفته تا استاد دانشگاه در حین تدریس و سخنرانی پرشور یا حتی کمدین حرفه ای. همچنین عقده حقارت با کاربرد تواضع و کناره گیری ارادی و افراطی اعتلا می یابد.

۲- تلافی: از کوششی برای انکار عقده از طریق ایجاد یک رشته رفتارها در مورد همان موقعیت هاست; رفتارهایی که دقیقا عکس رفتارهای عقده ای است. مثلا راه رفتن با گام های صدادار و نظامی ضمن زدن سوت و خوشحالی به هنگام شب در حالی که فرد ترس بسیار از تاریکی دارد! این امر خود یک رفتار لحظه ای برای تلا فی است.

به خود باد انداختن، خود را معتبر نشان دادن و حالت نخوت به خود گرفتن به منظور ترساندن دیگران: درحالی که فرد مایل است هر چه زودتر خود را نجات دهد! این نوع رفتار همانا رفتاری موقعیتی است که به منظور پنهان داشتن احساس حقارت یا احساس گناه اتخاذ می شود. مثال اگر یک مجرم قدیمی و کهنه کار است که به صورت یک تصحیح کننده بی گذشت کلیه خطاها یا یک پیرو آرمان ها و ارزش های اخلاقی به صورت جزمی در می آید.

۳- جبران: این عملکرد که بسیار شبیه تلافی است عبارت است از باطل ساختن اثرات مغشوش کننده یک عقده ضمن ایجاد یک رفتار معکوس موفق و رضایت بخش برای فرد. مثلا کودک ۱۰ ساله ای که از یک عقده حقارت در رنج است و علت آن ضعیف بودن، بیمار بودن یا از لحاظ جسمانی در بین گروه همسن و سال ها توان کمتر داشتن است، تلاش خواهد کرد و از راه  جبران به یک برتری ذهنی یا هنری فایق آید و در یکی از این دو زمینه به درخشندگی و کمال آرمانی برسد.

۴- توجیه دفاعی: توجیه دفاعی یا توجیه عقلانی عبارت است از خنثی کردن کامل عقده یا بهتر بگوییم انکار فعالانه آن. یکی از نمونه های مناسب این عملکرد توجیه دفاعی عقده احساس گناه در فرد کمال طلب افراطی است: این فرد برعکس اکثر مردم که به سادگی از خود و از کار خود حتی اگر دلخواه نباشد، راضی می شوند، شخص دقیقی است که به صورت افراطی در پی کمال است. در توجیه عقلانی فرد دیگر از عقده خود رنج نمی برد زیرا آن را انکار کرده است.

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − دو =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

9 دیدگاه ارسال شده است

  • فراز گفت:

    به به می بینم که بخش دوم این مقاله ی بسیار زیبا رو هم گذاشتن.
    دوستان..
    واقعا که متن زیباییه.
    خوش به سعادت ما که می تونیم از این متن بسیار مفید برای پیشرفت و بهتر شدن خودمون استفاده کنیم..
    و البته یه نفر دیگه ام هست که می تونه حسابی بهره مند بشه..
    اه!
    اسمشو یادم رفت..
    اصن بیخیال!!!!

  • مهدوی گفت:

    آقا فراز وا بده ان اشکانه د ابرار

  • هوتن گفت:

    عقده ها شخصیت های کوچکتری در درون کل شخصیت هستند،و ویژگی آنها داشتن اشتغال ذهنی شدید نسبت به چیزی است. برای نمونه هنگامی که میگوئیم شخصی عقده حقارت یا قدرت طلبی دارد، منظورمان آنست که ذهن او به حقارت یا قدرت مشغول است و این تمرکز بشدت بر رفتار روی تاثیر می نهد. البته شخص بر میزان تسلط آن واقف نیست.
    یونگ در ابتدا معتقد بود که منشأ عقده ها رویدادهای کام نایافته دوران کودکی است،اما بعد دریافت که آنها از تجربه های بسیار عمیق تری سرچشمه میگیرند. بنظر وی تجربیات خاصی که در تاریخ تکامل نوع بشر از طریق مکانیسم های توارث از نسلی به نسل بعد انتقال می یابند بر عقده ها تاثیر میگذارند و شخصیت انسان مبتنی بر مجموع این تجربه های تکاملی یا”ناخودآگاهی جمعی”است که ژرفترین و دوردست ترین سطح شخصیت آدمی است.
    •”زمانی که عقده از بقیه روان جدا شود در این شرایط عقده مانند دیکتاتوری که همه قدرت ها را در اختیار خود می گیرد.آنچه را که در قاب رجوعی او قرار نمی گیرد سرکوب می کند و فرو می نشاند و در نتیجه « کمپلکس-خود » خودآگاه به شکلی که بر خود آسیب می رساند اقدام می کند”

  • کامران گفت:

    وقتی آدم بخواد به چیزی برسه یا چیزی رو تجربه کنه ولی نتونه ؛ عقده ای میشه.
    این نتونستن ؛ ممکنه به دو دلیل باشه. یا خود فرد مشکل داشته باشه و بی عرضه باشه ، یا جامعه مشکل داشته باشه.
    وقتی خود آدم مشکل داشته باشه ، تقصیر خودشه و باید خودش رو اصلاح کنه تا عقده اش بر طرف بشه و به چیزی که میخواد برسه.
    ولی اگه جامعه مشکل داشته باشه ، دیگه راهی نیست و طرف عقده ای میشه ! در این حالت میگن : اگه آب باشه ، فلانی شناگر ماهریه ، ولی آب نیست !
    وقتی طرف عقده ای میشه ، دو حالت پیش میاد. یا خودش میفهمه که عقده داره یا نمیفهمه.
    اگر نفهمه ، میشه مثل بسیاری از مردمی که دور و بر خودتون می بینید. میشه مثل دوستهای من. میشه مثل کسی که اصلا به خیلی چیز ها فکر نمیکنه.
    ولی اگر بفهمه که عقده ای شده ، اون موقع به تکاپو میفته تا کمبودش رو بر طرف کنه. اگه سعی و تلاش درستی در این جهت نداشته باشه ؛ همونطوری عقده ای میمونه و به چیزی نمیرسه.
    ولی اگه سعی و تلاش درست و دقیق داشته باشه ؛ میتونه دقیقا به هدف و عقده ای که داره برسه.
    حالا سعی و تلاش صحیح چیه ؟
    من با تحقیق و تفکر ! و سوال های عجیبی که از دوستهام و دیگران کردم ، تونستم تا اینجای این مساله رو جلو بیام . از اینجا به بعد رو چون خیلی سخته ، دارم روش فکر می کنم !

  • رضا گفت:

    با درود فراوان
    من ۳۵ سال است که در ایران زندگی نکردم ، زیاد هم اهله این مسائل نیستم اما رفتار غیر عادی بعضی از دوستان باعث شده که میخام کمی اطلاعات پیدا کنم تا بتوانم با هم شهری های عزیزم طوری رفتار کنم که به مشکلی بر نخورم .

  • رجب گفت:

    گروهی از افراد خودمحور بد بین هستند به همین دلیل به دیگران اعتماد نمی کنند حتی در کارهای بزرگ هم مشورت را قبول نمی کنند و فقط به خودشان اعتماد دارند. به خاطر همین گاهی می بینیم مدیر اداره ای همه کارهها خود را انجام می دهد و به فرد دیگری اعتماد ندارد و فکر می کند بین دزدان زندگی می کند، این نوعی از خود محوری است که از بدبینی نشات می گیرد و عوارض بسیار بدی دارد و ممکن است دچار سندرم سوختگی حرفه ای شوند. این افراد خیلی عصبی، خسته و پرخشاگرند زندگی زناشویی خوبی ندارند و حالات افسردگی به شدت در این افراد می تواند رشد کند.

  • رجب گفت:

    گروهی از افراد عقده ای افراد خودشیفته اند که خود را از همه آدم ها بهتر، سطح خود را نبوغ آمیز و بالا می دانند و کسانی هستند که در درونشان این گونه فکر می کنند که خداوند آنها را از همه قوی تر و باهوش تر آفریده حتی نمره ۱۰ خودشان را از نمره ۲۰ بقیه بالاتر می دانند و همیشه معتقدند حقشان در زندگی خورده شده و باید به سطوح بالاتری می رسیدند

  • رجب گفت:

    دسته دیگر از افرادی عقده ای هستند که هیچ کدام از خصوصیات گروه های قبلی را ندارند این ها افرادی هستند که از دوران کودکی و در خانواده دیده نشده اند افرادی که کسی به آنها اهمیت نمی داده و عقده این را داشته اند که روزی تلافی خواهند کرد؛ حالا اگر روزی قدرتی به دست این افراد برسد این قدرت در هر زمینه ای بروز می دهد و عقده های دوران کودکی خودشان را بر زیر دستان نشان می دهند. اینها از نظر شخصیتی افراد منفعل مهاجم هستند و هر جا که مجبور باشند در کنار قدرت سر فرو می آورند و هر جا که بتوانند به زیر دستشان زور وارد می کنند این ها دچار اختلال شخصیت سهل انگاری شده اند که نهایتا دچار خودمحوری می شود.

  • بانو سوریو دختر فرمانروا یوری گفت:

    خوب به این موضوع دقت کنید.این مساله ای که الان عرض میکنم اصلا شوخی نیست.و در قالب سریال سرزمین بادها براتون بازگو میکنم.اوضاع این روزهای سپیدرود شبیه وقایع دوران فرمانروا یوری هست.اگر علی نطر محمدی رو یوری فرض کنیم و هییت شطرنج رو قبیله بیرو.اونوقت رییس قبیله ی بیرو که بیگوک هست یعنی همین اقای بیات به قلعه گوکنی حمله کرده و فرمانروا یوری و اطرافیانش رو از قدرت دور کرده.اینجا مدیر سایت همون موهیول هست که باید یوری رو دوباره برگردونه.البته با کمک ما.ما که میگم منظور سوریو،گیو،مارو و رییس قبیله هوآنا هست.